تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 947

مساهمون:

ص٩٤٧
سبقت رحمتى على غضبى كار كردن سيرت احرار است ؛ برو كه استغفار و اضطرار او دستگير او شذ و از جريمهء او تجاوز كرده « 2 » برو بخشوذيم و همچنان كلاه مبارك خوذ را تبرّك بذيشان داذه فرموذ كه چندانك اين كلاه ما بر سر او باشذ سر او را از شرّ هيچ سرورى خطرى نباشذ و عاقبت او محمود گشته به مرگ خوذ مسلمان بميرذ ؛ همانا كه سه سر اسب نيكو و ده تفصيل چوقا و پنج پاره كمخا و ده پاره صوف و مبلغ سه هزار عدد نقد و پانصذ عدد اصحاب را پيشكشى كرده مستبشر باز گشتند و همچنان چون به مباركى به كوتاهيه وصول افتاذ ، خدمت چلبى يعقوب بگ دختر خوذ را بر كنار گرفته بيامذ و مريد چلبى شذ و خدمات نموذ « 8 / 86 » الحكاية : همچنان از كبار اخوان صفا منقولست كه چون حضرت چلبى عظّم اللّه ذكره بار اوّل به شهر برگى رسيذ ، هنوز مبارز الدين محمد بگ ولد آيدين رحمه اللّه فتح آن ولايت و توابع آن نكرده بوذ و چند سوار و پياذه خدمتگاران داشته از سوباشيان ولد علىشير بوذ و شبى برخاست و به زيارت حضرت چلبى آمذه سر نهاذ و تواضع عظيم نموذ و طالب فتح و نصرت و دولت عينى شذ ؛ همانا كه حضرت چلبى چوماق خوذ را بمذكور داذه فرموذ كه هر كه از تو سر كشذ و گردن ننهذ و گريزى نمايذ بذين چوماق سرش را بشكن و بدانك بعد اليوم اين ولايت و چندين ولايت ديگر از ولايت خذاوندگار به تو حاصل خواهذ شذن و فتحها و فتوحها ترا « 20 » و اولاد و اعقاب
هامش
( 8 / 86 )Z269B247 آK391637 ،H؛ 413 ،II , T( 2 ) كردهZK: كردB( 20 ) تراZK: -B
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 947 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي