تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 705

مساهمون:

ص٧٠٥
زيرا نظر ما آفتابست و وجود مريد سنگ ؛ لا بدّ كه سنگ قابل ، در نظر آفتاب كامل ، لعل شوذ و نظر ايشان بر مثال سايه است ؛ چون سنگ قابل « 3 » از نظر شيخ كامل كه آفتاب معنيست در سايه روذ ابدا لعل نشوذ و ترقّى نكنذ « 5 / 3 » همچنان از كرام ياران منقولست كه حضرت شيخ صلاح الدين در عنفوان جوانى پيشتر از آنك به حضرت مولانا رسذ و مريد شوذ و صحبت او را دريابذ به حضرت سيّد برهان الدين محقّق ترمدى رحمة اللّه عليه مريد شذه بوذ و در خدمت او تردّد و تودّد مىنموذ و بجدّ مصاحبت و ممالحت مىكرد ؛ و چون حضرت مولانا مريد سيّد شذ ، مذكور تجديد ارادت كرده هم مريد مولانا شذ و همچنان حضرت سيّد رضى اللّه عنه مىفرموذ كه مرا از حضرت شيخم سلطان العلماء دو نصيب « 12 » عظيم رسيذه است : يكى فصاحت قال ، دوم صباحت حال ؛ همانا كه قال خوذ را به خدمت مولانا جلال الدين داذم ، چه او را حالات وافر است ، و حال خوذ را به خدمت شيخ صلاح الدين بخشيذم كه او را هيچ گونه « 15 » قالى نيست و اغلب طاعنان و طاغيان حضرت شيخ صلاح الدين « 16 » را نادان و عامى مىخواندند و از « 17 » غايت جهل و عما امّى را از عامى نمىدانستند « 1 » و لوح محفوظ را از لوح حافظ فرق نمىكردند ؛ همچنان مدّتى حضرت مولانا بر « 18 » اكتساب علوم دينى و قال و قيل « 19 » و تدريس و تذكير مشغول شذه بوذ و شيخ صلاح الدين در دكّان زركوبى بكسب قوت حلال و قوّت حال اجتهاد مىنموذ
هامش
( 5 / 3 )Z199 بB184 بK194449 ،II , H؛ 148 ،II , T( 3 ) [ سطر 2 - 3 ] در نظر . . . قابلZK: -B( 12 ) نصيبhZB: نصيحتZK( 15 ) كونهZK: -B( 16 ) صلاح الدينhKZ: -ZB( 17 ) و ازZK: و او را ازB( 1 ) نمىدانستندB: ندانستندZK( 18 ) درZ: برBK( 19 ) قيلZK: قل ؟ ؟ ؟ ؟B