فصل سوم در « 2 » اعلام بعضى از مناقب ظاهر حضرت مولانا سر اللّه الاعظم ، قدّسنا اللّه بسرّه المعظّم « 3 »
( 3 / 1 ) راويان اخبار « 4 » و حاويان اسرار كه احبار حقايق بوذند ، روايت چنان « 5 » كردند كه حضرت مولانا در سنّ پنچسالگى « 6 » اوقات از جاى خوذ برمىجست و مضطرب مىشذ ، تا حدّى كه مريدان بهاء ولد او را در ميان مىگرفتند ؛ از آنك صور روحانى و اشكال غيبى بنظرش متمثّل مىشذند ، اعنى سفرهء ملايكه و بررهء جن و خواصّ انس كه مستوران قباب حقاند ؛ چنانك در اوايل حال فرشتگان مقرّب حضرت رسول را « 9 » و جبرئيل مريم را و ملايكهء اربعه لوط را و خليل را و ساير مرسلين را عليهم السلام تمثّل مىكردند ؛ و حضرت سلطان العلماء استمالت فرموذى كه ايشان غيبيانند ؛ خوذ را بشما عرضه مىكنند تا نثار عنايات كنند و هداياى عينى و غيبى ارمغان آوردهاند و اين نوع حالات و سكر بر ايشان بتواتر واقع مىشذ ؛ و خطاب لفظ خذاوندگار گفتهء بهاء ولدست ، رضى اللّه عنه ؛ ولادت حضرت مولانا در بلخ سادس ربيع الاوّل بوذه « 15 » لسنة « 16 » اربع و ستّمائة « 17 »
هامش
( 3 / 1 )Z22 بB22 آK5795 , I , H ; 67 , I , T
( 2 ) درZK: + مناقبB- -
( 3 ) المعظمZB: العزيزK- -
( 4 ) احبارZ: اخيارKاخبارB- -
( 5 ) چنانBK: چنينZ- -
( 6 ) سالكىZK: + بعضىB- -
( 9 ) رسول راZB:
+ صلعمK- -
( 15 ) بوذهZK: + استB- -
( 16 ) لسنةZB: سنةK- -
( 17 ) ستمائةZK: + حالاB