( 3 / 367 ) همچنان منقولست « 1 » از حضرت كراى بزرگ كه والدهء « 21 » حرم مولانا بوذ و شرح ولايت آن خاتون آخرت در اطباق « 2 » اوراق گنجائى ندارذ « 3 » رضى اللّه عنها كه شبى نزديك سحرى از عالم غيب الغيب غلغلهء و كلكلهء بسمع « 4 » مبارك او رسيذ ؛ « 25 » از آن معنى از حضرت مولانا سؤال كرد كه غلغلهء ارواح « 5 » كلكلهء ملايكه بتواتر مىشنوم ، چه حالست ؟ « 6 » فرموذ كه روح پاك فقيه احمد « 16 » را ملايكهء كرام به آسمان مىبرند ؛ آن بوذ كه وقت چاشت قيامت برخاست در تاريخ سنه ثمان عشر و ستمائه و نماز او را مولانا گزارده دفن كردند ؛ همچنان خدمت ولىّ اللّه فى الارض حبيب فقيه اقشهرى و استاذ زكرياى توقاتى از شاگردان مقبل مقبول سلطان العلماء بوذند
( 3 / 368 ) همچنان « 11 » مگر درويشى « 10 » از مشايخ آن عصر در اوّل بهار وفات يافت و اعتقاد هوام عوام آن بوذ كه او « 12 » ولىّ خذاست ؛ به حضرت مولانا اعلام كردند كه آن « 13 » فلان مرد ولى مرد ؛ فرموذ كه تمامت اشيا و اجزاى عالم رو بحيات نهاذهاند او چون مرد ؟ پس چگونه مرد خذاست ؟ تا مرد خذا رضا ندهذ مرگ را برو دسترسى « 15 » نيست و اغلب انبيا و اكابر اوليا بايذ « 17 » كه در فصل خزان و قلب زمستان نقل كنند ؛ چنانك حضرتش در زمستان شديد كه روى زمين چون حديد شذه بوذ رحلت فرموذ و هذا من امارات « 18 » الولاية
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 367 - 368 )Z119 بB112 بK237923 , I , H ; 354 , I , T
( 1 ) منقولستZK: -B- -
( 21 ) والدهءZK: والد ( ! )B- -
( 2 ) در اطباقBK: + وZ- -
( 3 ) ندارذZK: + وB- -
( 4 ) بسمع . . . كهKB: -Z- -
( 25 ) رسيدZK: مىرسيدB- -
( 5 ) ارواحKB: -Z- -
( 6 ) حالستKB: حاليستZ- -
( 16 ) احمدZ: -KB- -
( 11 ) همچنانKB:
الحكايةZ- -
( 10 ) مكر درويشىZK: يكى درويشB- -
( 12 ) اوZK: -B- -
( 13 ) كه آنZK: آنB( 15 ) دسترسىZ: دستKB- -
( 17 ) اوليا بايذZK: اوليايد ( ! )B- -
( 18 ) اماراتZK: امارتB