همچنان كاسه را ليسيذه به من داذ و به نماز تهجّد شروع فرموذ ، حتى مطلع « 2 » الفجر و چون ياران جمع آمذند بسماع « 3 » مشغول شذ تا هفت شبانروزى « 1 » قرار نكرد و لحظهء نياراميذ ؛ روز هشتم بحمّام رفته ؛ هفتهء ديگر در آن جايگاه بوذ و عالميان بذين قدرت و قوّت عظيم « 4 » حيران مانده « 5 » بسى منافقان كه زنّار بريذند و موافق شذند و از مخالفت استغفار كرده موافقت نموذند ؛ همچنان روزى فرموذ كه ما ازين عالم سه چيز را « 6 » اختيار كرديم : يكى سماع و يكى فقاع و يكى حمّام
( 3 / 344 ) همچنان منقولست از چلبى شمس الدين ولد مدرّس كه او روايت كرد كه روزى حضرت « 9 » فرزند خذاوندگارم ملكه خاتون رحمهما « 10 » اللّه مملوكهء خوذ را رنجانيذه بوذ ؛ از ناگاه حضرت مولانا از در درآمذه بانگى بر وى زذ كه چراش مىزنى و چراش مىرنجانى ؟ چه اگر او خاتون و تو كنيزك بوذى « 12 » چه خواستى كردن ؟ مىخواهى كه فتوى دهم كه در كلّ عالم غلام و كنيزك هيچ نيست الّا حق را و فى الحقيقة همه براذران و خواهران مااند كه
ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ
( 31 / 28 ) ؛ در حال توبه كرده او را آزاذ كرد و هرچه پوشيذه بوذ بر وى پوشانيذ و چندانك در قيد حيات بوذ ديگر « 16 » غلامان و كنيزكان را تعرّض نرسانيذ و بر سنّت نبوى سلوك نموذه مىگفت
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 344 )Z115 بB109 آK226713 , I , H ; 734 , I , T
( 2 ) مطلعZB: تطلعK- -
( 3 ) بسماعKB: + شروعZ- -
( 1 ) شبانروزىZK:
شبانهروزB- -
( 4 ) عظيمZB: -K- -
( 5 ) ماندهZK: ماندB- -
( 6 ) چيز راKB: چيزZ- -
( 9 ) حضرتKBفرزندZ- -
( 10 ) رحمهماZ: رحمها كهBرحمهاK- -
( 12 ) و تو كنيزك بودىKB: بوذى و تو كنيزكZ- -
( 16 ) ديكرZ-K