( 3 / 285 ) همچنان رؤساى اصحاب روايت كردند كه روزى حضرت مولانا مع الاصحاب بحمّام رفته بوذ ؛ چون ياران به اشارت حضرتش به خدمت همديگر مشغول شذند برخاست و در خلوتى درآمذه از حدّ بيرون ماكث شذ ؛ مگر چلبى جلال الدين فريدون را اصحاب كرام بجدّ گرفتند تا بر توقّف مولانا اطلاع يابذ ؛ بر در خلوت شذ تا از آن جلوت « 5 » چه بينذ ؛ ديذ كه تمامت خلوت تا سقف از وجود مباركشان مالامال شذه بوذ ، لرزهء بر اعضاش طارى گشته چنان نعرهء زذ كه تمامت ياران بىهوش شذند و حضرت مولانا آهسته آهسته بيرون آمذه سماعكنان تا مدرسه روانه شذ
( 3 / 286 ) همچنان از خدمت استاذ الفضلاء مولانا شرف الدين قيصريه رحمه اللّه منقولست كه او گفت : چون خدمت شيخ صدر الدين پيش آمذ كه بر جنازهء مولانا نماز كنذ ، از ناگاه شهقهء بزذ و بيخوذ شذ تا ساعتى ؛ بعد از آن نماز كرد و اشك خونين از ديذگان خوذ روان كرده روان شذ ؛ جماعت كبار از كيفيّت آن « 14 » حال سؤال كردند ؛ گفت : چون پيش « 15 » آمذم تا به نماز مشغول شوم صفّى ديذم از روحانيان ملاء اعلى حاضر آمذه و روح « 16 » حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم مصوّر ايستاذه « 17 » به زيارت و نماز مولانا مشغول شذند و فرشتگان آسمان بجمعهم كبوذ پوشيذه مىگريستند ؛ « 18 » همانا كه « 19 » خدمت
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 285 - 286 )Z101 بB95 بK196181 , I , H ; 093 , I , T
( 5 ) جلوتK: خلوتZB- -
( 14 ) آنZB: -K- -
( 15 ) پيشKB: + نمازZ- -
( 16 ) و روح . . .
اللّهK: -ZB- -
( 17 ) عليه . . . ايستادهK: -ZB- -
( 18 ) مىكريستندZK: كريستندB- -
( 19 ) كهB: -ZK