و مردم شحنه سرنهاذه از دور ايستاذند ؛ دامن « 1 » فرجى مبارك برو پوشانيذه ؛ شحنهء شهر به خدمت سلطان اسلام كيفيّت حال را عرضه داشت ؛ « 2 » فرموذ كه مولانا حاكم است ، چه اگر شهرى را بخواهذ و شفاعت كنذ مىرسذش و همه فداى اوست تا رومى كه باشذ ؟ همانا كه اصحاب او را برگرفته بحمّام بردند و از حمّام بيرون كرده به مدرسه آوردند ؛ تا بدست مولانا ايمان آورده مسلمان شذ ؛ همان لحظه ختنه كرده سماع عظيم كردند ؛ حضرت مولانا فرموذ كه نامت چيست ؛ گفت : ثريانوس ؛ فرموذ كه او را بعد اليوم « 8 » علاء الدين ثريانوس بگويند ؛ عاقبتالامر از بركت نظر عنايت حياتبخش آن حضرت به جائى رسيذ كه مشايخ كبار و علماى اخيار در تقرير معرفت و سير آن مذكور حيران مىشذند و از بذله و لطائف او تعجّب مىماندند ؛ مگر « 11 » روزى حضرت مولانا از مذكور شيخ علاء الدين پرسيذه باشذ كه اين كشيشان و احبار نصارى هداهم اللّه در حقّ حقيقت عيسى عليه السلام « 13 » چه مىگويند ؟ گفت :
خذا مىگويند « 14 » ؛ فرموذ كه بعد ازين بذيشان بگو كه محمّد ما خذاتر ، « 15 » محمّد ما خذاتر ، محمّد ما خذاتر
( 3 / 185 ) همچنان « 16 » روزى جماعتى از فقها نزد ملكالقضاة سراج الدين ارموى رحمه اللّه تشنيع كردند كه علاء الدين ثريانوس بجدّ مىگويذ « 18 » كه مولانا خذاست و آن در قانون شريعت نبوى جائز نيست ،
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 185 )Z79 بB - K135542 , I , H ; 003 , I , T
( 1 ) دامن . . . داشتZK: -B- -
( 2 ) داشتZ: داشتهK- -
( 8 ) اليومZBK: + دامادhK- -
( 11 ) مكرKB: همچنانZ- -
( 13 ) عليه السلامK: -BZ- -
( 14 ) مىكويندZB: + وK- -
( 15 ) خذاتر . . . ما خذاترZK: -B- -
( 16 ) همچنان . . . ص 276 / 6 نشوىZK: -B- -
( 18 ) مىكويد كهZ: مىكويذK