تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
سوار شده به سراى خلافت آمد و براى يافتن وزير همه جا را تفحص كرد ولى از او نشانى نيافت . سپاهيان بانگ و خروش كردند . تركان به خانه‌هاى روميان حمله بردند و آنها را غارت كردند و كليساها را آتش زدند و نيز خانهء ابو الحسن بن عبيد وزير بساسيرى را غارت نمودند . مردم محلات بر در هر محله‌اى گرد آمده بودند تا از ورود تركان ممانعت كنند . هر كس به شهر بغداد وارد مىشد تركان او را غارت مىكردند . اين امور سبب شد كه در بغداد خوار و بار به پايان رسد . بساسيرى در تمام اين احوال در سراى خلافت بود تا وزير آشكار شد و با اموال خاصهء خود حتى فروش چارپايانش ارزاق تركان را پرداخت نمود . اين هرج و مرج همچنان ادامه يافت . اعراب و كردان نيز به شورش و غارت و كشتار بازگشتند . ياران قريش بن بدران از موصل آمدند و محلات كامل بن محمد بن المسيب را كه در بردان بود تاراج نمودند . و هر چه اسب و استر و شتران بختى داشت همه را بردند . اينجا متعلق به بساسيرى بود . اين امر سبب شد كه هرج و مرج رو به فزونى نهد و نظام دولت گسيخته گردد . سپاهيان غزان سلجوقى به دسكره رسيدند . سردارشان ابراهيم بن اسحاق از امراى طغرلبك بود و از آنجا روى به روشنقباد [ 1 ] نهادند و همه جا را غارت كردند و كشتار نمودند . آنگاه به قلعهء بردان [ 2 ] رفتند . صاحب اين قلعه مردى بود به نام سعدى كه بر طغرلبك عاصى شده بود . سعدى در قلعه خويش به روى لشكر غزان سلجوقى نگشود . تركان در آن نواحى دست به آشوب و فساد زدند و همه جار ا ويران نمودند و مردم را آواره كردند . گروه ديگرى از اين تركان به اهواز رفتند و همهء نواحى اهواز را ويران كردند . سلجوقيان را طمع گرفتن يك يك بلاد در سر افتاد . ديلم‌ها و تركانى كه با آنان بودند به وحشت افتادند و خود را باختند . آنگاه طغرلبك ابو على پسر ابو كاليجار فرمانرواى بصره را با سپاهيان سلجوقى به خوزستان فرستاد . اينان تا شاپور خواست پيش رفتند و كوشيدند ديلم را با وعده و وعيد به سوى خود كشند . بيشترين به ايشان گرايش يافتند . غزان سلجوقى بر اهواز مستولى شدند و آن را غارت كردند و مردم را مصادره نمودند . مردم اهواز شهر خويش رها كردند و به اطراف گريختند .

رميدگى ميان القائم بامر اللّه و بساسيرى

گفتيم كه قريش بن بدران در سال 446 محلات اصحاب بساسيرى را غارت كرد . چندى بعد ابو الغنائم و ابو سعد پسران محلبان [ 3 ] كه از ياران قريش بن بدران بودند در خفا ، به
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ورستبارد [ ( 2 ) ] متن : بردوان [ ( 3 ) ] متن : مجلبان .