تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
را خراب كردند و مالياتهايى را كه بر اجناس بسته بودند برافكندند و تنها به ربع عشر از مال التجاره‌اى كه وارد مىشد اكتفا كردند . ابن راشد عدالت آشكار كرد و جامهء پشمين پوشيد و براى نماز خود مسجدى ساخت و به نام خود خطبه خواند و خود را الراشد باللّه لقب داد . اين ابن راشد در ايام ابو القاسم بن مكرم هم يك بار خروج كرده بود ولى ابو القاسم گروهى را فرستاده بود تا او را در همان كوهستانش محاصره كرده بودند و آتش طمع حكومت را در دلش خاموش نموده بودند .

فتنه ميان مردم بغداد

در ماه صفر سال 443 بار ديگر ميان اهل سنت و شيعه در بغداد فتنه افتاد آن هم فتنه‌اى بس عظيم . شيعيان به عقايد خود تظاهر مىكردند و بر درها چيزهايى مىنوشتند . اهل سنت به مخالفت و انكار برخاستند و ميان دو فرقه قتال آغاز شد . خليفه القائم بامر اللّه دو نقيب عباسى و علوى را فرستاد تا كشف حال كنند آنان بيامدند و به نفع شيعه شهادت دادند و قتال ادامه يافت . مردى هاشمى از اهل سنت كشته شد . خانواده‌اش جنازه او را بر دوش حمل كردند و به سوى باب البصره [ 1 ] بردند . آنگاه هر چه در محلات شيعه بود غارت كردند و ضريح امام موسى الكاظم [ ع ] و نوادهء او امام محمد التقى [ ع ] و قبور آل بويه و بعضى از خلفاى بنى عباس را كه در آنجا بود آتش زدند و مىخواستند پيكر امام موسى الكاظم را از مقبرهء خود بيرون آورده به مقبرهء احمد بن حنبل برند ولى به علت ويران شدن بنا تشخيص مرقد ميسر نگرديد . در اين حال نقيب عباسيان برسيد و مانع آن كارها شد . شيعيان محلهء كرخ ابو سعد [ 2 ] سرخسى مدرس حنفى را كشتند و محله‌هاى فقهاى اهل سنت را آتش زدند ، دامنهء اغتشاش به جانب شرقى نيز كشيده شد . چون خبر آتش زدن ضريح به دبيس رسيد بر او گران آمد . زيرا او و مردم ناحيهء او شيعى بودند پس دبيس نام القائم بامر اللّه را از خطبه بيفكند . چون مورد سرزنش واقع گرديد گفت مردم اين ناحيه شيعى هستند و او نتوانسته است مانع اقدام آنها شود ، همچنانكه خليفه القائم بامر اللّه نيز نتوانسته است جلو آن سفيهان را بگيرد ، ولى خطبه را به حال اول آورد . در سال 445 بار ديگر ميان دو فرقه خلاف افتاد . اين بار گروهى از تركان نيز در ماجرا شركت كردند و بعضى از علويان را كشتند . زنان گيسوها بگشودند و صدا به ناله و مويه بلند كردند و خواستار انتقام شدند . سرداران سپاه بر اسب نشستند تا فتنه را فرونشانند . ميان آنان و مردم محلهء كرخ زد و خوردى سخت روى نمود . بازارهاى كرخ همه طعمهء حريق شد . تا آنگاه كه تركان را از دخول در ماجرا منع كردند و اندكى آرامش برقرار گرديد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : باب النصر . [ ( 2 ) ] متن : ابو سعيد .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 713 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى