سپس رخجى پاى در ميان نهاد تا سلطان از تقصير او بگذشت و ابن سهلان نزد سلطان الدوله بازگرديد .
در اين سال ( 409 ) كار ديلم چه در بغداد و چه در واسط روى به ضعف نهاده بود و از هر سو مردم بر آنان مىشوريدند و ايشان را طاقت دفع آنان نبود .
سلطان الدوله وزير خود ابن فسانجس و برادرانش را بگرفت و ابو غالب ذو السعادتين حسن بن منصور را ، به وزارت خويش برگزيد . همچنين جلال الدوله ، فرمانرواى بصره ، وزير خود ابو سعد عبد الواحد على بن ماكولا [ 1 ] را به حبس افكند .
عصيان ابو الفوارس بر برادرش جلال الدوله
سلطان الدوله ، برادرش ابو الفوارس را امارت كرمان داد . بعضى از ديلم گرد او را گرفتند و او را تحريض به عصيان كردند . ابو الفوارس در سال 407 به شيراز رفت و آنجا را بگرفت .
سلطان الدوله لشكر به شيراز برد و ابو الفوارس به كرمان گريخت . سلطان الدوله از پى او به كرمان راند و ابو الفوارس به بست نزد محمود سبكتكين رفت . محمود او را وعدهء يارى داد و لشكرى به سردارى ابو سعيد طايى همراه او كرد . ابو الفوارس به كرمان آمد و سلطان الدوله از آنجا به بغداد رفته بود . ابو الفوارس كرمان را بار ديگر تصرف كرد و از آنجا به بلاد فارس لشكر برد و به شيراز داخل شد . سلطان الدوله بار ديگر به دفع او لشكر آورد .
ابو الفوارس در سال 408 به كرمان بازگرديد . سلطان الدوله لشكرى از پى او روانه داشت .
اينان كرمان را از او بستدند . ابو الفوارس نزد شمس الدوله صاحب همدان رفت . چه او را به سبب رفتار ناشايستى كه با ابو سعيد طايى كرده بود روى بازگشتن به سوى محمود نبود . سپس از شمس الدوله نيز جدا شد و به مهذب الدوله فرمانرواى بطيحه پيوست . مهذب الدوله در اكرام او مبالغه كرد و او را در سراى خويش فرود آورد . برادرش جلال الدوله براى او مالى فرستاد و از او خواست كه به نزد او رود . سپس رسولان ، ميان او و برادرش سلطان الدوله آمد و شد آغاز كردند . سلطان الدوله از خطاى وى درگذشت و او به كرمان بازگرديد و سلطان الدوله برايش فرمان و خلعت فرستاد .
شورش مشرف الدولة بن بهاء الدوله عليه برادرش سلطان الدوله در بغداد
در سال 411 سپاهيان عليه سلطان الدوله شورش به پا كردند و او را از حركت بازداشتند
هامش
[ ( 1 ) ] آن ابن ماكولا كه وزير جلال الدوله است ، ابو القاسم هبة اللّه بن على بن جعفر عجلى نام دارد . م .