به جنگ ابو العباس بن و اصل به بصره فرستاد - و ما در اخبار بطيحه از آن سخن خواهيم گفت - ابو على به بغداد بازگرديد و ابو جعفر در نزد قلج [ 1 ] كه نگهبان راه خراسان بود فرود آمد .
اين قلج را با عميد الجيوش ابو على مباينت بود . قلج در سال 397 بمرد و ابو على ، ابو الفتح بن عناز [ 2 ] را به جاى او معين كرد .
[ عميد الجيوش ابو على در خدمت بهاء الدوله سرگرم نبرد با ابو العباس بن و اصل بود ، كه ابو جعفر حجاج آهنگ بغداد نمود ] . در اين حال خبر پيروزى بهاء الدوله به بغداد رسيد .
ابو جعفر در عزم خود سست شد و لشكريانش پراكنده شدند و ابو الحسن على بن مزيد به خوزستان بازگرديد . ابو جعفر و ابو عيسى به حلوان رفتند .
ابو جعفر نزد بهاء الدوله رسول فرستاد تا ميان آنان را اصلاح كند و بهاء الدوله را با او بر سر لطف آرد ، بهاء الدوله اجابت كرد . ابو جعفر در شوشتر ( تستر ) به نزد بهاء الدوله رفت .
بهاء الدوله از بيم آنكه مبادا ابو على ناخشنود شود روى خوش به او ننمود .
بهاء الدوله كه از بدر بن حسنويه به خشم آمده بود لشكر بر سر او كشيد ولى بدر كوشيد كه راه مصالحه پيش گيرد . بهاء الدوله بپذيرفت و بازگرديد . ابو جعفر حجاج بن هرمز در سال 400 [ 3 ] در اهواز [ و عميد الجيوش ابو على بن استاد هرمز در سال 401 در بغداد ] از دنيا رفتند .
كشمكش ميان مجد الدوله فرمانرواى رى و مادرش
گفتيم كه مجد الدوله ابو طالب رستم بن فخر الدوله [ در رى بود و برادرش شمس - الدوله ] در همدان و قرميسين تا حدود عراق . مادرش تدبير اين دو دولت را به دست داشت ، و او بود كه بر هر دو فرمان مىراند . چون خطير ابو على بن على بن القاسم به وزارت رسيد كوشيد تا امرا را عليه آن زن برانگيزد و مجد الدوله را از مادر بيمناك سازد . مادر مجد - الدوله نيز از پسر بيمناك شد و از رى به قلعه رفت و براى حفظ جان خويش نگهبانان گماشت و حيلهاى انگيخت تا با بدر بن حسنويه رابطهاى يابد و از او يارى طلبد . پسرش شمس الدوله با سپاه همدان نزد او آمد و همراه با بدر بن حسنويه به رى رفتند تا آنجا را در محاصره گيرند .
اين واقعه در سال 397 بود . اين محاصره مدتى ادامه يافت ، عاقبت بدر به شهر داخل شد و مجد الدوله را اسير كرده نزد مادر آورد . مادر او را بند بر نهاد و در قلعه محبوس داشت ، و شمس الدوله را به پادشاهى نشاندند ، و بدر به ديار خود بازگرديد .
مادر پس از يك سال از شمس الدوله بيمناك شد زيرا مجد الدوله از او نرمخوىتر
هامش
[ ( 1 ) ] متن : فلح
[ ( 2 ) ] متن : عنان
[ ( 3 ) ] متن : 401 .