تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
پدر با او نبرد كرده و بر او پيروز شده بود . طاهر بن خلف به كرمان رفت و قصد تصرف آن را داشت . عامل كرمان به امور شهر نمىپرداخت از اين رو مخالفان او تن و توش گرفتند . طاهر - بن خلف ياران خود را به كوهها برد ، در آنجا جماعتى از ياغيان به دور سلطان ، گرد آمده بودند . طاهر بن خلف آنان را به جيرفت برد و جيرفت را در تصرف آورد و در سال 391 ديگر بلاد را نيز بگرفت . در كرمان مردى بود به نام ابو موسى سياهجيل ، او لشكريان ديلم را به جنگ طاهر بن خلف برد ولى طاهر او را منهزم ساخت و باقى كرمان را نيز به دست گرفت . بهاء الدوله ابو جعفر حجاج بن استاد هرمز را با لشكرى به كرمان فرستاد . او طاهر بن - خلف را به سيستان فرارى داد و كرمان را بگرفت و به دست ديلميان داد .

جنگهاى سپاه بهاء الدوله با بنى عقيل

قرواش بن المقلد ، در سال 393 جماعتى از بنى عقيل را گسيل داشت . اينان بيامدند و مداين را محاصره كردند . ابو جعفر حجاج بن استاد هرمز در بغداد نايب بهاء الدوله بود . او لشكر به جنگشان فرستاد و آنان را براند . بنى عقيل ، و ابو الحسن بن مزيد كه از بنى اسد بود همدست شدند و بسيج نبرد كردند ، ابو جعفر حجاج بر سرشان لشكر آورد و از خفاجه كه در شام بودند يارى طلبيد . ديلم شكست خورد و بسيارى از سپاهيانش كشته شدند . ابو جعفر تجديد نيرو كرد و بار ديگر حمله نمود . اين جنگ در حوالى كوفه بود . اين بار ديلم پيروز شد و از دشمن بسيارى را بكشت و خيمه‌هاى بنى مزيد [ 1 ] به غارت رفت . اموال به غارت رفته از نقدينه و جامه و ظروف چندان بود كه در حساب نمىگنجيد .

فتنه ميان ابو على عميد الجيوش و ابو جعفر الحجاج

چون ابو جعفر الحجاج از بغداد غايب شد ، عياران دست به اغتشاش زدند . و فساد بسيار كردند . بسيارى از مردم تلف شدند و اموال فراوانى به غارت رفت . بهاء الدوله عميد - الجيوش ، ابو على بن جعفر معروف به استاد هرمز را به نگهبانى عراق معين كرد . ابو جعفر خشمگين در نواحى كوفه درنگ كرد . سپس جماعاتى از ديلم و ترك و عرب گرد آورد . ابو على نيز جمعى كثير بسيج كرد و در نواحى نعمانيه مصاف دادند . ابو جعفر در اين نبرد شكست خورد و بگريخت و ابو على آسوده خاطر گرديد و به خوزستان رفت . چون به شوش رسيد خبر يافت كه ابو جعفر به كوفه بازگرديده است . بار ديگر به قصد نبرد بازگشت و آتش جنگ شعله‌ور گرديد . در اين احوال بهاء الدوله نزد ابو على كس فرستاد و او را فراخواند و در سال 393
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بنى يزيد .