تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
بهاء الدوله در اهواز اقامت گزيد و ابو على بن استاد هرمز را در بغداد نهاد و او را عميد العراق لقب داد . پادشاهان ديلم از اين پس در اهواز و فارس اقامت مىكردند و تا مدتهاى درازى كسانى را از جانب خود در بغداد مىگماشتند .

كشته شدن پسر بختيار در كرمان و استيلاى بهاء الدوله بر آن

چون ابو نصر بن بختيار در بلاد ديلم مكان گزيد به سپاهيان ديلم كه در فارس و كرمان بودند نامه مىنوشت و آنان را به يارى خود فرا مىخواند . آنان نيز به او نامه نوشتند و به فارس دعوتش كردند . بسيارى از زط [ 1 ] و ديلم و كرد بر او گرد آمدند . پس راهى كرمان شد . ابو جعفر حجاج بن [ استاد هرمز كه در كرمان بود او را نپذيرفت . ابو نصر بن بختيار با ابو جعفر جنگى كرد ، و ابو جعفر شكست خورده به ] سيرجان رفت . پسر بختيار به جيرفت رفت و آنجا را بگرفت و بيشتر كرمان را در تصرف آورد . اين خبر بر بهاء الدوله گران آمد و وزير خود على بن اسماعيل مقلب به الموفق را به جنگ او فرستاد . چون به جيرفت رسيد مردم امان خواستند و او جيرفت را بگرفت . پسر بختيار بگريخت . وزير ، از ياران خود سيصد مرد را برگزيد و از پى او روان شد و باقى لشكر را در جيرفت نهاد . چون به پسر بختيار رسيد و با او جنگ آغاز كرد يكى از ياران او به خدعه او را بكشت و سرش را براى وزير فرستاد . باقى ياران او نيز طعمهء تيغ گرديدند . الموفق على بن اسماعيل بر كرمان دست يافت و ابو موسى سياهجيل [ 2 ] را بر آن امارت داد ، و نزد بهاء الدوله بازگرديد . بهاء الدوله او را دستگير كرد و اموالش را بستد . آنگاه به وزير خود شاپور بن اردشير در بغداد نوشت كه همهء خويشاوندان و اصحاب او را بگيرد . شاپور بن اردشير در نهان آنان را خبر داد و همه بگريختند . بهاء الدوله در سال 394 [ 3 ] او را به قتل رسانيد و ابو على حسن بن استاد هرمز را امارت خوزستان داد و او را عميد الجيوش لقب داد ، و ابو جعفر الحجاج را كه در آنجا سيرتى نكوهيده پيش گرفته بود عزل كرد . ابو جعفر الحجاج مردى ستمگر بود . بسيارى را مصادره كرده بود . چون ابو على بيامد اوضاع خوزستان سامان گرفت و براى بهاء الدوله اموال بسيار حاصل شد و نسيم عدالت او در همه جا پراكنده گرديد .

حركت طاهر بن خلف به كرمان و تصرف آن

گفتيم كه طاهر بن خلف از فرمان پدرش خلف بن احمد سيستانى سر برون كرده بود .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ربض [ ( 2 ) ] متن : سياه چشم [ ( 3 ) ] متن : 374 .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 676 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى