تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤

مرگ علاء بن الحسن صاحب خوزستان

علاء بن الحسن عامل خوزستان از جانب صمصام الدوله در عسكر مكرم بمرد . صمصام الدوله ابو على بن استاد هرمز را با اموالى گزاف به خوزستان فرستاد . ابو على آن مال ميان ديلم تقسيم كرد و به جندىشاپور [ 1 ] رفت . [ و اصحاب بهاء الدوله را از آنجا براند ] در اين اقدام چند بار ميانشان جنگ افتاد ، عاقبت پيروزى با او بود . ابو على ياران بهاء الدوله را از خوزستان به واسط راند . بعضى از ايشان نيز به ابو على پيوستند . ابو على در هر شهرى از جانب خود عاملى نهاد و به جمع آورى خراج پرداخت . اين واقعه در سال 387 بود . آنگاه ابو محمد بن مكرم و تركان از واسط بازگرديدند . ابو على دفاع را آماده شد و ميانشان چند بار مصاف افتاد . [ چون تركان را ياراى كوشيدن با ديلم نبود عزم آن كردند كه دوباره به واسط بازگردند . ] [ در سال 388 ] ابو على بن اسماعيل - كه بهاء الدوله در سال 386 به هنگام عزيمتش به اهواز او را در بغداد نيابت داده بود - به فرمان او بازگشت . بهاء الدوله او را وزارت داد . ابو على بن اسماعيل بهاء الدوله را اشارت كرد كه به سوى ابو محمد بن مكرم رود و با سپاهى كه در اختيار دارد او را يارى دهد . بهاء الدوله با اكراه اين رأى بپذيرفت و بيامد و در قنطرة البيضا فرود آمد . ابو على بن استاد هرمز و لشكرش در جنگ پاى مىفشردند و چند بار ميان دو گروه نبرد افتاد . بهاء الدوله در تنگى آذوقه گرفتار آمد ، از بدر بن حسنويه يارى خواست . بدر او را به اندك آذوقه‌اى يارى داد . بهاء الدوله سخت در خطر افتاد . دشمنان ابو على بن اسماعيل به سعايت از او پرداختند . در اين احوال خبر مرگ صمصام الدوله رسيد و كارها نيكو شد و ميان مخالفان وحدت كلمه پديد آمد .

كشته شدن صمصام الدوله

ابو القاسم و ابو نصر پسران بختيار - چنان كه گفتيم - در زندان بودند . اينان موكلان خود را فريب دادند و از دژ بيرون آمدند . جماعتى از كردان به ايشان پيوستند . صمصام الدوله سپاه خود را عرض داده بود و قريب به هزار تن را كه نسبتشان به ديلم ثابت نشده بود از دفتر حذف كرد . اينان به پسران بختيار پيوستند و به ارجان رفتند . صمصام الدوله در كار خود
هامش
[ ( 1 ) ] متن : جنديسابور .