تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
را شكست داد و بصره را بگرفت و كشتار كرد و تاراج نمود . بهاء الدوله به مهذب الدوله صاحب بطيحه نوشت كه تو از هر كس ديگر به بصره سزاوارتر هستى . او نيز سپاهى به سردارى عبد اللّه بن مرزوق بفرستاد و لشكرستان را از بصره براند . لشكرستان بار ديگر به بصره بازگشت و با سفاينى كه ترتيب داده بود بصره را بگرفت و به بهاء الدوله اظهار اطاعت كرد ، و مالى به گردن گرفت ، بهاء الدوله بپذيرفت و پسرش را به گروگان گرفت . اين لشكرستان هم به بهاء الدوله اظهار اطاعت مىكرد و هم به صمصام الدوله .

وفات صاحب بن عباد

در سال 385 ابو القاسم اسماعيل بن عباد وزير فخر الدوله در رى چشم از جهان فرو بست . او به علم و فضل و رياست و رأى و كرم و معرفت به انواع علوم ، يگانهء روزگار خود بود . در كتابت دستى توانا داشت و رسايلش مشهور و مدون است . كتابهايى كه در كتابخانهء او گرد آمده بود براى هيچ كس فراهم نيامده بود ، چنان كه گويند براى حمل آنان به چهارصد شتر نياز داشت . پس از او فخر الدوله ، ابو العباس احمد بن ابراهيم الضبى ملقب به الكافى را وزارت داد . با آنكه صاحب به هنگام مرگ آن همه او را وصيت‌هاى نيكو كرده بود به هيچ يك عمل ننمود ، و اموال او را مصادره كرد . يكى از كسانى كه صاحب در حق او نيكى بسيار كرده بود قاضى عبد الجبار معتزلى بود . صاحب او را بركشيده و قضاى رى و اعمال آن را به او داده بود . چون صاحب از جهان رخت بركشيد ، قاضى عبد الجبار گفت : بر او رحمه اللّه نگوييد زيرا بى آنكه به آشكارا توبه كرده باشد از دنيا رفته است . و اين سخن را دليل بر بىوفايى قاضى گرفته‌اند . سپس فخر الدوله قاضى عبد الجبار را مصادره نمود . در اين مصادره هزار طيلسان و هزار جامهء پشمين گرانبها به فروش رفت . فخر الدوله آثار صاحب را برافكند و هر مسامحه كه او كرده بود واژگونه نمود ، و همهء ياران او را در بند كشيد . و البقاء للّه وحده .

وفات فخر الدوله پادشاه رى و پادشاهى پسرش مجد الدوله

فخر الدولة بن ركن الدولة بن بويه پادشاه رى و اصفهان و همدان در ماه شعبان سال 387 [ 1 ] در قلعهء طبرك وفات نمود و پسرش مجد الدوله ابو طالب رستم كه طفلى چهار ساله بود به پادشاهى نشست . امرا او را به جاى پدر نشاندند و همدان و قرميسين تا حدود عراق را به برادرش شمس الدوله دادند . زمام امور دولت در دست مادر مجد الدوله رستم بود . و كارگزاران او در مباشرت اعمال ، ابو طاهر يار فخر الدوله ، و ابو العباس الضبى ملقب به كافى بودند .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : 335 .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 673 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى