كردند و بهاء الدوله را به طمع اموالش انداختند . بهاء الدوله او را بگرفت و املاكش را از او بستد . ابن المعلم بهاء الدوله را وادار كرد كه وزير خود ابو منصور بن صالحان را از مقام خود فرو افكند و ابو نصر شاپور بن اردشير را به جاى او به وزارت برگزيند و اين امر پيش از حركت به خوزستان بود . سپس ابن المعلم بهاء الدوله را به خلع خليفه الطائع للّه و گرفتن اموالش برانگيخت و اموال او را بستد و ذخاير دار الخلافه را به خانهء خود حمل نمود . سپس بهاء الدوله را تحريض كرد كه وزير خود ابو نصر شاپور بن اردشير را از وزارت دور سازد و ابو القاسم عبد العزيز بن يوسف را پس از بازگشتش از خوزستان وزارت دهد . و همچنين دستگيرى ابو نصر خواشاده [ 1 ] و ابو عبد اللّه بن طاهر [ 2 ] در سال 381 به اشارت او بود . زيرا اين دو براى ابن المعلم هدايا نمىفرستادند . چون ابن المعلم تجاوز از حد گذرانيد ، سپاهيان بر بهاء الدوله بشوريدند و خواستار تسليم او شدند . بهاء الدوله هر وعده كه داد نپذيرفتند . عاقبت ابن المعلم و ديگر يارانش را بگرفت تا آنان را خشنود سازد ، باز هم رضا ندادند تا عاقبت او را تسليمشان كرد و بكشتندش .
پس از اين واقعه وزير ابو القاسم على بن احمد متهم شد كه در تحريك سپاهيان به شورش ، دست داشته است ، او را نيز در بند كشيد و ابو نصر شاپور بن اردشير و [ ابو منصور بن صالحان ] آن دو وزير پيشين را به وزارت برگزيد و آن دو به مشاركت ، امور وزارت را انجام مىدادند .
خروج فرزندان بختيار و كشته شدن ايشان
عضد الدوله فرزندان بختيار را حبس كرده بود و در همهء مدت سلطنتش ، و حتى بعد از او ، صمصام الدوله همچنان در بند بماندند . شرف الدوله آزادشان ساخت و در حق ايشان نيكى كرد و به شيرازشان فرستاد و همه را اقطاع داد . چون شرف الدوله از دنيا رفت ، بار ديگر در دژى در بلاد فارس محبوس شدند . پس موكلان و سپاهيان ديلم را كه نگهبانان دژ بودند با خود يار كردند و در سال 383 از زندان بگريختند . مردم آن نواحى كه بيشتر پيادگان بودند گرد آنان اجتماع كردند . خبر به صمصام الدوله رسيد . ابو على بن استاد هرمز را با لشكرى بفرستاد . آن جمع پراكنده گرديد و فرزندان بختيار و مردان ديلم كه با او يار شده بودند ، براى نبرد موضع گرفتند . ابو على ايشان را محاصره نمود . ابو على با يكى از سران ديلم كه با ايشان بود در نهان رابطهاى برقرار كرد و او را به وعدههايى بفريفت ، آن مرد ابو على و يارانش را به دژ فرا برد . آنان دژ را تسخير كردند و فرزندان بختيار را كشتند .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ابو خواشاده
[ ( 2 ) ] متن : ظاهر .