تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
ابو نصر شاپور بن اردشير را نيز به حبس فرستاده بود . ابو الحسن بن المعلم بر فكر و ارادهء او چيره شده بود . او را به طمع اموال الطائع للّه انداخت و خيال دستگير كردن خليفه را در دل او بياراست . بهاء الدوله نزد الطائع للّه كس فرستاد . و اجازت خواست كه به حضور او رود . طائع براى ديدار با او بر حسب عادت در جاى خود قرار گرفت . بهاء الدوله با جمع كثيرى بيامد و بر كرسى خود نشست . بعضى از سران ديلم تا بر دست خليفه بوسه زنند نزديك آمدند . سپس او را بكشيدند و از تخت فرو افكندند . خليفه استغاثه مىكرد و مىگفت :
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
. هر چه در سراى خلافت بود به غارت رفت و خزاين و اموال به دست ديلم افتاد . تاراج چند روز ادامه داشت . مردم نيز دست به تاراج يك ديگر گشودند . سپس شهود حاضر آمدند و الطائع خود را از خلافت خلع كرد و عم او القادر باللّه را به خلافت نشاندند و ما در اخبار خلفا از آن سخن گفتيم . اين وقايع در سال 381 اتفاق افتاد .

بازگشت موصل به بهاء الدوله

ابو الذواد [ 1 ] محمد بن المسيب امير بنى عقيل ، ابو طاهر بن حمدان ، واپسين ملوك بنى حمدان را در موصل بكشت و بر آن ديار غلبه يافت و در آنجا در حالى كه خود را فرمانبردار مىخواند ، اقامت گزيد . اين واقعه در سال 380 اتفاق افتاد و ما در اخبار بنى حمدان و بنى المسيب از آن سخن گفتيم . بهاء الدوله ، ابو جعفر حجاج بن هرمز از سران ديلم را با سپاهى گران به موصل فرستاد و او موصل را در اواخر سال 381 در تصرف آورد . بنى عقيل با ابو الذواد متحد شده به جنگ با او در ايستادند و ميانشان چند جنگ درگرفت ، ابو جعفر حجاج بن هرمز مردانگيها نمود . بهاء الدوله لشكرى به يارى او فرستاد . اين سپاه به سردارى وزير ، ابو القاسم على بن احمد بود . چون بهاء الدوله به ابو جعفر نوشت كه او را فرو گيرد و در بند كند ، ابو جعفر ترسيد كه اگر او را بگيرد ميان لشكر اختلاف افتد و عرب بر او پيروز گردد . سبب صدور اين حكم ، ابن المعلم بود كه در حق او سعايت بسيار مىكرد . چون وزير از ماجرا خبر يافت با ابو الذواد صلح كرد و از او گروگان گرفت و او را به بغداد بازگردانيد . چون به بغداد رسيد ديد كه بهاء الدوله ابن المعلم را به خوارى افكنده است .

اخبار ابن المعلم

ابو الحسين ابو عبد اللّه بن المعلم بر عقل و رأى بهاء الدوله غلبه يافته بود . و بسيارى از كارهاى بزرگ به اشارت او انجام مىگرفت . در ايام شرف الدوله كار ابن المعلم سخت بالا گرفت و املاكش بسيار گرديد . چون بهاء الدوله به حكومت رسيد از ابن المعلم نزد او سعايت
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ابو الرواد .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 669 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى