حملهور شدند علاء الدوله شكست خورد و به اصفهان رفت . فرهاد نيز به دژ سليموه گريخت و بدانجا پناه برد .
رفتن سلطان مسعود به غزنه و برخاستن آشوبها در رى و جبال
چون سلطان مسعود بر تخت سلطنت استقرار يافت [ در سال 424 ] از غزنه به خراسان آمد تا به نظم امور پردازد . ينال تكين كه از سوى پدرش محمود و از سوى او عامل هند بود ، در آنجا كارش بالا گرفت و به خيال افتاد كه از ارسال اموال به غزنه سرباز زند و عصيان آشكار سازد . سلطان به هند لشكر برد و احمد ينالتكين بار ديگر سر به اطاعت فرود آورد .
[ در سال 425 ] علاء الدولة بن كاكويه در اصفهان با فرهاد پسر مرداويج دست اتحاد داد و نبرد با مسعود را بسيج كردند . مسعود ، ابو سهل [ حمدونى ] را به جنگ ايشان فرستاد .
ابو سهل آنان را شكست داد و فرهاد پسر مرداويج را بكشت . علاء الدوله به كوههاى اصفهان و جربادقان ( گلپايگان ) گريخت و آنجا موضع گرفت . ابو سهل به اصفهان رفت و در سال 425 آنجا را بگرفت و خزاين علاء الدوله را تاراج كرد و كتابهاى او را به غزنه برد . اين كتابخانه را حسين غورى در سالهاى بعد به آتش كشيد .
بار ديگر عصيان احمد ينالتكين
چون سلطان براى نبرد با غزان به خراسان بازگرديد ، بار ديگر احمد ينالتكين در هند عصيان كرد و به گرد آوردن و بسيج سپاه پرداخت . سلطان در سال 426 لشكرى گران بر سر او فرستاد و به ملوك هند نامه نوشت راهها بر او بربندند . چون جنگ آغاز شد ، ينالتكين منهزم شد و به مولتان گريخت و از آنجا به بهاطيه رفت ، هنوز جماعتى از سپاهيان همراه او بودند . پادشاه بهاطيه را توان آن نبود كه او را فرو گيرد .
ينالتكين از او كشتى خواست كه از رود سند بگذرد . پادشاه بهاطيه چند كشتى فراهم كرد ، و او به سوى جزيرهاى كه در وسط نهر بود روان گرديد بدين پندار كه آنجا به خشكى پيوسته است .
به ملاحان سفارش شده بود كه او را در آن جزيره فرود آورند و خود باز گردند . چون ينالتكين و يارانش دريافتند كه در جزيرهاى فرود آمدهاند و راه به خشكى ندارند ، سخت بترسيدند ، به مدت يك هفته آذوقهاى كه به همراه داشتند به پايان رسيد و به خوردن چارپايانشان پرداختند .
كم كم گرسنگى آنها را از پاى بيفكند . پادشاه بهاطيه به آن جزيره راند بعضى را به قتل آورد و بعضى را در آب غرق كرد و بعضى را به اسارت گرفت . احمد ينالتكين از شدت اندوه خود - كشى كرد .