تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
را از سبكتكين و پسرش محمود بستانند . پس در سال 385 به نيشابور لشكر آوردند . و پيش از آنكه از پدرش سبكتكين مددى به او رسد اينان به نيشابور درآمدند . محمود را سپاه اندك بود ، از اين رو نزد پدر به هرات گريخت . سبكتكين با لشكر خود بيامد . در طوس ميان دو لشكر مصاف افتاد ابو على بن سيمجور و فايق هر دو منهزم شدند و تا به آمل الشط عنان باز نگرفتند . ابو على كوشيد امير نوح بن منصور را بر سر لطف آورد . امير نوح او را فراخواند و به زندانش فرستاد . آنگاه او را نزد سبكتكين فرستاد و سبكتكين او را به يكى از زندانهاى خود فرستاد . فايق نزد پادشاه ترك ايلك خان به كاشغر رفت . ايلك خان از او نزد امير نوح شفاعت كرد . امير نوح او را امارت سمرقند داد . و ما همهء اينها را در اخبار ايشان آورديم . ابو القاسم بن سيمجور برادر ابو على در روز نبرد با سبكتكين به او پيوست و مدتى دراز نزد او بماند . سپس عصيان كرد و به نيشابور راند . محمود سبكتكين به جنگ او آمد و او بگريخت و نزد فخر الدوله رفت و سبكتكين بر خراسان مستولى گرديد .

نبرد سبكتكين و ايلك خان

ايلك خان بعد از بغراخان بر كاشغر و بلاساغون [ 1 ] ، بر امتهاى ترك فرمان مىراند . پس طمع در سرزمينهاى امير نوح بن منصور بست . چنان كه پدرش همواره اين هوس در سر داشت . پس اندك اندك بر دامنهء متصرفات خويش بيفزود ، تا آنگاه كه عزم حمله نمود . امير نوح به سبكتكين كه در خراسان بود نامه نوشت و از او براى دفع ايلك خان يارى طلبيد . سبكتكين لشكر بسيج كرده از جيحون بگذشت . و ميان نسف و كش [ 2 ] درنگ كرد تا پسرش محمود نيز با سپاه خود برسيد و لشكرها از هر سو بيامدند . در اينجا بود كه ابو على بن سيمجور را كشيده در بند ، بياوردند . او را امير نوح فرستاده بود . ايلك خان نيز امم ترك را از هر جا بسيج كرده بود . سبكتكين نزد امير نوح كس فرستاد تا او را به نبرد برانگيزد ولى امير نوح از جنگ طفره رفت و همهء سپاه و سرداران خود را نزد وى فرستاد تا زير نظر او باشند . سبكتكين براى به جنگ كشيدن او ابرام مىكرد ، عاقبت برادر خود بغراجق و پسرش محمود را نزد او فرستاد شايد او را به جنگ برانگيزند . وزير او ابن عزيز از بيم ايشان بگريخت و نوح نيز از ملاقات سرباز زد . آنان نيز رهايش كردند . اين امر در عزم سبكتكين سستى پديد آورد . ايلك خان پيشنهاد صلح داد . سبكتكين بپذيرفت و ابو القاسم بن سيمجور را نزد او فرستاد ولى بعدا از او بيمناك شد ، او را بگرفت و با ابو على بن سيمجور و يارانش به زندان كرد . چون از طوس به بلخ بازگشت خبر كشته شدن آنها را برايش آوردند .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : شاغور [ ( 2 ) ] متن : كشف .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 519 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى