تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
شنيدن اين خبر به خشم آمد و سپاه گرد كرده بر سر سبكتكين تاخت . ميان دو طرف نبردى سخت درگرفت . چيپال و سپاهيان كفر منهزم شدند . از آن روز گويى فروغ شوكتشان به خاموشى گراييد و پس از آن در ميان پادشاهان كسى كه بر پاى تواند ايستاد نبود . سبكتكين از هند - چنان كه آورديم - به يارى امير نوح راهى خراسان شد .

حكومت سبكتكين در خراسان

گفتيم كه امير نوح بن منصور چون در بخارا مورد دستبرد تركان واقع شد و بغراخان بر او غلبه يافت ، از جيحون بگذشت و به آمل الشط رفت . در آنجا از ابو على ابن سيمجور فرمانرواى خراسان و فايق صاحب بلخ يارى خواست ولى آن دو از يارى او سرباز زدند . بغراخان پس از اندك مدتى از بخارا برفت و امير نوح بن منصور به مستقر ملك خويش بازگرديد . چون بغراخان بخارا را ترك گفت اجلش فرا رسيد و بمرد . مرگ او سبب استقرار دولت امير نوح شد . ابو على بن سيمجور و فايق از كارى كه كرده بودند بر جان خود بيمناك شدند . فايق بدين عنوان كه براى شادباش به بخارا مىرود بى آنكه از امير نوح اجازت گرفته باشد به بخارا روان شد . امير نوح غلامان و موالى خود را به مقابله‌اش فرستاد . ميان دو سو جنگى درگرفت . فايق در اين نبرد شكست خورد و بلخ را از دست بداد و خود به ابو - على بن سيمجور پيوست . و با او دست يارى داد كه از امير نوح انتقام بكشد . اين واقعه در سال 384 بود . امير نوح در اين هنگام به سبكتكين نامه نوشت و از او خواست كه او را در برابر ابو على و فايق يارى نمايد و در عوض حكومت خراسان و اعمال آن را به او داد . سبكتكين در اين اوقات سرگرم نبرد هند بود - چنان كه گفتيم - چون بشنيد شتابان به خراسان راند . امير نوح با او ديدار كرد و سبكتكين دست يارى به او داد و به غزنين بازگرديد و سپاهى گرد آورد و همراه با پسرش محمود به خراسان آمدند . امير نوح را در خراسان در جايى كه با او قرار نهاده بود ملاقات كرد . ابو على و فايق به نبرد بيرون آمدند و هر دو منهزم شدند و بسيارى از سپاهيانشان به دست ياران سبكتكين كشته شدند . سبكتكين آنان را تا نيشابور تعقيب كرد و از آنجا به جرجان راند . امير نوح بن منصور بر نيشابور مستولى شد و محمود بن سبكتكين را سپهسالارى خراسان و امارت نيشابور داد . و او را سيف الدوله لقب داد . پدرش سبكتكين در هرات فرود آمد و او را ناصر الدوله لقب داد و امير نوح خود به بخارا باز گرديد .

فتنه ميان ابن سيمجور و فايق در خراسان و غلبهء سبكتكين و پسرش محمود بر آنان

چون امير نوح به بخارا بازگشت ، ابو على بن سيمجور و فايق طمع در آن بستند كه خراسان