تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
معزول مىگرديد و باز به مقام خود باز مىگشت تا القائم بامر اللّه درگذشت و المقتدى بامر اللّه جانشين او شد ، و سلطنت نيز به ملكشاه رسيد . المقتدى در سال 471 به سبب شكايت نظام - الملك از وى و به خواهش او ، از وزارت معزولش نمود . پسرش عميد الدوله نزد نظام - الملك به اصفهان رفت و ميان او و پدرش واسطهء اصلاح گرديد و نظام الملك نزد خليفه شفاعت كرد و عميد الدوله را باز گردانيد . در سال 476 سلطان ملكشاه و نظام الملك نزد خليفه المقتدى بامر اللّه كس فرستادند و از او خواستند تا پسران جهير را نزد او به اصفهان فرستد . چون به اصفهان رسيدند ، از سلطان و وزير نيكيها و اكرامها ديدند . سلطان ملكشاه ديار بكر را به فخر الدولة بن جهير داد و سپاهى با او روان نمود ، و فرمان داد كه آن بلاد را از نصر الدولة بن مروان بستاند و به نام خود و سپس به نام سلطان خطبه خواند و نام خود بر سكه نقش كند ، او نيز به سوى ديار بكر رفت . در سال 477 سلطان ملكشاه سپاهى به سردارى ارتق جد ملوك ماردين براى انفاذ آن فرمان روانهء ديار بكر نمود . چون نصر الدولة بن مروان از فرا رسيدن سپاه خبر يافت ، نزد شرف الدوله مسلم بن قريش رسول فرستاد و از او يارى خواست و گفت كه آمد را از قلمرو خويش ، به او خواهد داد . شرف الدوله مسلم بن قريش به آمد ، و فخر الدولة بن جهير در نواحى آمد بود . فخر الدوله پس از چندى ، از اجتماع اعراب بر گرد نصر الدوله بترسيد و از نبرد با او باز ايستاد . سپاهيان ترك كه همراه او بودند چون چنان ديدند بر خيمه‌هاى اعراب تاختن آوردند و آنان را منهزم ساختند و اموال و چهارپايانشان را به غارت بردند . شرف الدوله مسلم بن قريش جان خويش از مهلكه برهانيد و به شهر آمد ، رفت . فخر الدوله ابن جهير آمد را با سپاهى كه داشت در محاصره گرفت و چون شرف الدوله مسلم بن قريش خود را در محاصره ديد ، نزد ارتق كس فرستاد كه مالى بستاند و ديده بر هم نده تا او از آمد بيرون رود . او نيز چنان كرد و شرف الدوله به رقه رفت . ابن جهير پس از اين حادثه به ميافارقين ، شهر نصر الدولة بن مروان ، لشكر برد و آنجا را در محاصره گرفت . امير بهاء الدوله منصور بن مزيد و پسرش سيف الدولة صدقه نيز با او بودند ، ولى آنان در راه از او جدا شده به عراق رفتند . ابن جهير نيز راهى خلاط شد . چون سلطان ملكشاه از هزيمت و در محاصره افتادن شرف الدوله مسلم بن قريش در شهر آمد خبر يافت ، عميد الدولة بن جهير و اقسنقر جد الملك العادل محمود را با لشكريان ترك بفرستاد . امير ارتق در راه به آنان رسيد ، او به عراق مىآمد ، و همراه ايشان شد ، پس همه برفتند و موصل را بگرفتند . سلطان با لشكر خود به قصد تسخير به بلاد مسلم بن قريش