بودند ، به قتل رسانيد و باقى از مقاومت ناتوان شدند و بسيار كشته دادند .
غزان كه در ارميه بودند به بلاد كردان هكارى در حوالى موصل رفتند و در آنجا تاراج و كشتار و آشوب به راه انداختند ؛ ولى كردان به يكباره بر سرشان حمله آوردند و آنان را در كوهستانها پراكنده ساختند و بر آنان دستبردى جانانه زدند .
در سال 433 غزان از آذربايجان دور شدند ، زيرا خبر يافتند كه ابراهيم ينال [ 1 ] برادر سلطان طغرلبك به رى مىآيد و اينان از برابر او مىگريختند . پس در سال 433 از رى آهنگ ديار بكر و موصل كردند و به جزيرهء ابن عمر فرود آمدند و باقردى و حسنيه [ 2 ] و باز بدى [ 3 ] را تاراج كردند .
سليمان بن نصر الدولة [ 4 ] بن مروان ، يكى از امراى ايشان را به نام منصور بن غزغلى به حيله بگرفت و به حبس كرد . ياران او از هر سو بگريختند و نصر الدولة بن مروان سپاهى از پى ايشان فرستاد . قرواش صاحب موصل نيز سپاهى به يارى نصر الدوله فرستاد .
كردان بشنويه [ 5 ] ، ياران فنك [ 6 ] به ايشان پيوستند و اينان غزان را در محاصره افكندند ، غزان دل بر مرگ نهادند . نخست نبردى سخت كردند ، و بسيارى از آنان را كشتند يا خستهء تيغ و تير كردند . اعراب به عراق شدند تا زمستان را در آنجا بگذرانند ، غزان نيز ديار بكر را ويران ساختند . قرواش به موصل آمد تا آنان را از آن بلاد دور كند كه خبر يافت جماعتى از ايشان آهنگ بلاد او كردهاند .
چون غزان به برقعيد در آمدند ، قرواش عزم حمله به آنان را داشت ولى غزان روى به موصل نهادند . قرواش چاره در آن ديد كه با ارسال مالى آنان را خشنود سازد .
[ غزان به پانزده هزار دينار رضا دادند ، او نيز به عهده گرفت . ] در همان حال كه سرگرم جمع آورى آن مال از مردم بود ، بناگاه غزان به موصل رسيدند . قرواش با سپاه خود به دفاع بيرون آمد و همهء روز را پيكار كرد . روز ديگر باز غزان حمله آوردند ، اعراب و مردم شهر رو به فرار نهادند . قرواش خود به كشتى نشست و از راه فرات بگريخت و همهء اموال خود را بر جاى نهاد . غزان به شهر داخل شدند و آنقدر اموال و جواهر و زيورهاى زنان و اثاث بردند كه به حساب در نمىآمد . قرواش به سن [ 7 ] رسيد . در آنجا نزد ملك جلال الدوله كس فرستاد و از او يارى خواست و نيز دبيس بن على بن مزيد و امراى عرب و امراى كرد را به يارى طلبيد ، همه به يارى او لشكر فرستادند . غزان در موصل كشتار و تاراج را از حد گذرانيدند . بعضى از محلهها كه اموالى گزاف گرد آورده تقديم كردند ، از كشتار در امان ماندند .
غزان بيست هزار دينار بر مردم شهر تحميل كردند و بستدند ، سپس چهار هزار دينار
هامش
[ ( 1 ) ] متن : نيال
[ ( 2 ) ] متن : حسينيه
[ ( 3 ) ] متن : بازندى
[ ( 4 ) ] متن : نصير الدوله .
[ ( 5 ) ] متن : ليثويه
[ ( 6 ) ] متن : فتك
[ ( 7 ) ] متن : سند .