تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
سامان را گرفته بود و بر نواحى ديگر مستولى شده بود . ياران ابو تغلب همه امان خواستند . ابو الوفا با همه نيكى كرد و به موصل مراجعت نمود . چون ابو تغلب از اين رخدادها خبر يافت ، آهنگ رحبه نمود و نزد عضد الدوله رسولانى فرستاد تا او را با خود مهربان سازد . عضد الدوله گفت : بدان شرط كه خود نزد او رود ، ولى ابو تغلب از اين شرط سر بر تافت . آنگاه عضد الدوله بر ديار مضر دست يافت . پيش از اين سلامة البرقعيدى از اكابر اصحاب بنى حمدان ، از سوى ابو تغلب امارت آن ديار داشت . ابو المعالى پسر سيف الدوله از حلب سپاهى بر سر او فرستاد . سلامة در مقابل مهاجمان پايدارى كرد . ابو المعالى نزد عضد الدوله كس فرستاد و خويشتن را تسليم او كرد . عضد الدوله نقيب ابو احمد الموسوى را با سپاهى بر سر سلامة البرقعيدى فرستاد و پس از نبردهاى سختى او را به فرمان آورد . عضد الدوله رقه را براى خود برگزيد و باقى آن سرزمينها را به سعد الدوله ابو المعالى سپرد . آنگاه عضد الدوله رحبه را تصرف كرد و يك يك قلعه‌ها و دژهايش را به دست آورد و بر همهء آن اعمال استيلا يافت . عضد الدوله ابو الوفا را امارت موصل داد و در ماه ذو القعدهء سال 368 به بغداد بازگشت . آنگاه عضد الدوله لشكرى بر سر كردان هكارى فرستاد . اينان در حوالى موصل بودند . عضد الدوله آنان را به محاصره انداخت تا عاقبت سر تسليم فرود آوردند و قلعه‌هاى خود را تسليم كردند و فرود آمدند كه به موصل آيند ؛ اما برف ميان آنان و بلادشان حائل شده بود . سردار سپاه عضد الدوله همه را بكشت و در دو جانب راه موصل بر دار كرد . اين واقعه در سال 369 اتفاق افتاد .

كشته شدن ابو تغلب بن حمدان

چون ابو تغلب بن حمدان از صلح با عضد الدوله و بازگشت به پادشاهىاش در موصل مأيوس شد ، به شام رفت . قسام كه خطبه به نام العزيز علوى مىخواند در دمشق بود . او پس از الپتكين بر دمشق غلبه يافته بود . قسام از ابو تغلب بيمناك شد و او را از دخول به شهر منع كرد . ابو تغلب در خارج شهر فرود آمد و به العزيز نامه نوشت و از او خواست تا قسام را بگويد كه شهر را بر روى او بگشايد . از العزيز پيامى رسيد كه او را نزد خود فرا مىخواند تا سپاهى همراه او كند ولى ابو تغلب نپذيرفت و پس از اندك زد و خوردى با قسام به جانب طبريه راند . فضل سردار العزيز براى گوشمال قسام به شام آمد و او را در دمشق محاصره نمود . فضل سردار العزيز در طبريه با ابو تغلب ديدار كرد و از سوى العزيز او را وعده‌هاى جميل داد . در اين احوال دغفل [ بن المفرج الطائي ] در رمله بود . دغفل بر آن نواحى مستولى شده بود و به العزيز اظهار طاعت مىنمود . دغفل جماعتى گرد آورد و بر قبايل بنى عقيل كه در حوالى شام اقامت داشتند ، حمله آورد تا آنان را از شام براند . بنى عقيل از ابو تغلب يارى