عضد الدوله از موصل گروههايى را به طلب ابو تغلب فرستاد . مرزبان پسر بختيار و دايىهاى او ، ابو اسحاق و ابو طاهر پسران معز الدوله و مادرشان نيز با ابو تغلب بودند .
براى دستگيرى ابو تغلب ، از يك سو ابو الوفاء طاهر [ 1 ] بن اسماعيل كه از اصحاب عضد - الدوله بود و از ديگر سو حاجب او ابو حرب [ 2 ] طغان به جزيرهء ابن عمر راندند . ابو تغلب به نصيبين رفت ، سپس روانه ميافارقين گرديد و در آنجا بماند . در اين احوال از آمدن ابو الوفا به ميافارقين خبر يافت ، از آنجا رخت به بدليس [ 3 ] كشيد . ابو الوفا به ميافارقين آمد . مردم شهر در برابر او حصار گرفتند . ابو الوفا ميافارقين را ترك گفت و از پى ابو تغلب راند . ابو تغلب از ارزن - الروم به جانب حسنيه [ 4 ] از اعمال جزيره در حركت آمد و قلعهء كواشى و ديگر قلعههاى آن ديار را تصرف كرد و هر چه اموال و آذوقه بود همه را از آن خود ساخت . ابو الوفا به ميافارقين باز گشت و آنجا را در محاصره گرفت .
چون عضد الدوله از رفتن ابو تغلب به آن قلعهها آگاه شد ، بدان سو لشكر راند ولى بر او دست نيافت . بسيارى از ياران ابو تغلب از او امان خواستند . عضد الدوله به موصل آمد و سردار خود طغان را براى دستگيرى ابو تغلب به بدليس فرستاد . ابو تغلب از بدليس بيرون شد و آهنگ بلاد روم نمود تا خود را به ورد رومى پادشاه آن سامان برساند . اين ورد را با پادشاه بزرگ روم اختلاف بود . از اين رو دست اتحاد به ابو تغلب داد تا به يارى او بر پادشاه غلبه يابد ؛ نيز دختر خود را به ابو تغلب داد .
چون ابو تغلب از بدليس بيرون آمد ، سپاه عضد الدوله به او رسيد . ابو تغلب حملهاى كرد و لشكرش درهم شكست . او باقيماندهء سپاهيان خود را به حصن زياد - كه امروز به خرت برت معروف است - كشانيد .
ابو تغلب نزد ورد كس فرستاد و از او يارى طلبيد . ورد به سبب گرفتاريهايى كه خود داشت ، پوزش خواست ولى وعده داد كه او را يارى خواهد كرد . اما هنگامى كه ورد از پادشاه روم شكست خورد ، ابو تغلب از يارى او مأيوس گرديد و به بلاد اسلام بازگشت و در آمد فرود آمد ، تا آنگاه كه از اوضاع ميافارقين خبر يافت .
ابو الوفا [ طاهر بن ابراهيم ] چون از تعقيب ابو تغلب باز گرديد به محاصرهء ميافارقين رفت . والى شهر ، هزار مرد بود . او در برابر سپاه ابو الوفا سه ماه مقاومت كرد ولى مرگش در رسيد و ابو تغلب يكى از موالى حمدانى به نام مونس را جانشين او ساخت . ابو الوفاء با بعضى از اعيان شهر در نهان رابطه بر قرار كرد و كوشيد تا مردم به او گرايش يابند . چون مونس از اين واقعه خبر يافت و ياراى مخالفتش نبود به ناچار سر طاعت فرود آورد و از ابو الوفا امان خواست ، ابو الوفا شهر را بگرفت . در ايام محاصرهء ميافارقين ، ابو الوفا ديگر دژهاى آن
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ظاهر
[ ( 2 ) ] متن : ابو ظاهر
[ ( 3 ) ] متن : تفليس
[ ( 4 ) ] متن : حسينيه .