نيكفوروس [ 1 ] پادشاه روم ، در سال 354 از قسطنطينيه بيرون آمد و به جانب ثغور راند و در قيساريه شهرى بنا كرد و در آنجا فرود آمد . آنگاه سپاهى در آنجا بسيج نمود تا به مصيصه و طرسوس بفرستد . مردم اين دو شهر نزد او رسولانى فرستادند و خواستار صلح شدند ولى نيكفوروس نپذيرفت و خود به تن خويش به مصيصه راند و آنجا را به جنگ بگرفت و به كشتار و تاراج پرداخت . و مردم آن ديار را كه دويست هزار تن بودند به بلاد روم برد .
نيكفوروس از آنجا به طرسوس راند ، مردم طرسوس امان خواستند . نيكفوروس امانشان داد و فرمان داد كه از سلاح و اموال خويش هر چه مىتوانند با خود ببرند و باقى را بر جاى گذارند . آنگاه نگهبانانى همراهشان نمود تا ايشان را به انطاكيه رسانند . آنگاه به آبادانى شهر پرداخت و باروهاى آن را تعمير نمود و از اطراف به آنجا آذوقه كشيد ، سپس به قسطنطينيه باز گرديد .
دومستيكوس پسر زيميسكس [ 2 ] مىخواست كه لشكر بر سر سيف الدوله كه در ميافارقين بود ، برد ولى پادشاه او را از اين كار منع نمود .
شورش مردم انطاكيه و حمص
چون روميان بر طرسوس مستولى شدند ، يكى از سران شهر به نام رشيق النسيمى [ 3 ] به انطاكيه رفت و در آنجا آلت وعدت افزود و نيرومند شد . مردى ديگر به نام ابن الاهوازى [ 4 ] كه عامل جمعآورى خراج بود در انطاكيه به دو پيوست و او را بر انگيخت كه سر به عصيان بردارد . و چنان وانمود كرد كه سيف الدوله اكنون در ميافارقين است و از آمدن به شام عاجز ، زيرا در اثر بيمارى زمينگير شده است . آنگاه خراجى را كه گرد آورده بود به دو تسليم كرد و رشيق تصميم به عصيان گرفت ، پس انطاكيه را تصرف نمود و به جانب حلب راند . قرغويه [ 5 ] [ نايب سيف الدوله ] در حلب بود [ به قلعهء حلب پناه برد ] . سيف الدوله چون خبر يافت كه رشيق عصيان آغاز كرده است سپاهى به سردارى خادم خود بشاره به يارى قرغويه فرستاد .
[ چون رشيق از آمدن سپاه آگاه شد از حلب بگريخت . در راه از اسب بيفتاد ، اعرابيى سر او را بريد و نزد قرغويه و بشاره فرستاد . ] [ 6 ] ابن الاهوازى خود را به انطاكيه رسانيد و مردى از ديلم را به نام دزبر [ 7 ] به امارت شهر گماشت و او را امير خواند . و مردى ديگر را كه مىپنداشت علوى است و استاد [ 8 ] ناميده مىشد ، تقويت كرد تا او را به دعوت وا دارد . ابن الاهوازى در انطاكيه راه ستمگرى پيش گرفت .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : يعفور و مراد نقفور بوده است
[ ( 2 ) ] متن : شمسيق
[ ( 3 ) ] متن : النعيمى .
[ ( 4 ) ] متن : ابو الاهوازى
[ ( 5 ) ] متن : عرقوبه
[ ( 6 ) ] عبارات ميان قلابها از متن ساقط شده بود از الكامل افزوديم ، حوادث سال 354
[ ( 7 ) ] متن : وزير
[ ( 8 ) ] متن : ارشاد .