فرمان داد ، بدين اميد كه به زودى پسر عم خود را به حلب فرستد ولى خداوند نوميدش گردانيد .
سيف الدوله به عينزربه باز گرديد و باروهاى آن را از نو تعمير كرد و حاجب او با مردم طرسوس به بلاد روم رفت و در آنجا كشتار و تاراج كرده باز گشتند . روميان به حصن سيسيه [ 1 ] باز گشتند و آنجا را در تصرف آوردند . سپس حصن دلو كه را گرفتند و سه دژ ديگر را كه در آن حوالى بود .
آنگاه نجا غلام سيف الدوله به حصن زياد لشكر برد . جماعتى از روميان با او روبرو شدند .
روميان شكست خوردند و پانصد مرد از آنان نيز به اسارت افتاد .
در اين سال ابو فراس بن سعيد بن حمدان نيز اسير شد . او عامل منبج بود . هم در اين سال سپاهى از روميان از راه دريا به جزيره اقريطش ( كرت ) رفت ، المعز لدين اللّه علوى صاحب افريقيه به يارى مردم برخاست . روميان شكست خوردند و جمعى از ايشان به اسارت در آمدند .
در سال 352 روميان بر پادشاه خود بشوريدند و او را كشتند و ديگرى را به جاى او به پادشاهى نشاندند . و پسر زيميسكس [ 2 ] مقام دومستيكوسى يافت .
شورش مردم حران
سيف الدوله ، هبة اللّه پسر برادر خود ناصر الدولة بن حمدان را [ امارت حران ] [ 3 ] و جز آن از ديار مضر داد . هبة اللّه بر مردم ستم مىكرد . از جمله آنكه كالاها را به طرح به بازرگانان مىداد . مردم منتظر ماندند تا هبة اللّه نزد عم خود سيف الدوله به حلب رود آنگاه بر عمال و نواب او بشوريدند و آنان را از شهر راندند . هبة اللّه به حران باز گرديد و دو ماه شهر را در محاصره گرفت و در كشتار مردم افراط كرد . چون سيف الدوله چنان ديد خود به سوى حران در حركت آمد و مردم سر به فرمان او نهادند و دروازهها را گشودند . هبة اللّه به شهر در آمد و از مردم بسيارى را به قتل رسانيد تا دست از شورش برداشتند .
عصيان هبة اللّه بن ناصر الدوله
در سال [ 352 ] سيف الدوله لشكر صوائف را به بلاد روم فرستاد . مردم طرسوس از سويى وارد آن بلاد شدند و نجا غلام سيف الدوله از ديگر سو . اما سيف الدوله خود به درون بلاد در نيامد ، زيرا از دو سال پيش به بيمارى فالج دچار شده بود و هر گاه درد به سراغش مىآمد رنج بسيار مىبرد . طرسوسيان سرگرم غزوهء خويش بودند و پيش رفتند و به قونيه رسيدند و
هامش
[ ( 1 ) ] متن : سبه
[ ( 2 ) ] متن : سيمسره . مراد شمشقيق
[ ( 3 ) ] ميان دو قلاب از متن افتاده بود .