تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
بود بارويى بر آورد . ابراهيم بن الاغلب عامل زاب و طبنه براى او هدايايى فرستاد . هرثمه او را بنواخت و همچنان بر امارت زاب و طبنه‌اش باقى گذاشت . او نيز به كار پرداخت و آثارى نيكو بر جاى نهاد . عياض بن وهب الهوارى و كليب بن جمع [ 1 ] الكلبى عليه هرثمه برخاستند و جماعاتى گرد آوردند . هرثمه يحيى بن موسى را كه از سرداران خراسان بود به سركوبىشان فرستاد . يحيى آن جماعات را پراكنده ساخت و بسيارى از ياران آن دو را به قتل رسانيد . و به قيروان باز گرديد . چون هرثمة بن اعين افريقيه را سرزمينى پر آشوب ديد و ديد كه هر چند گاه كسى از جايى سر به عصيان بر مىدارد ، از رشيد خواست كه او را از حكومت بر افريقيه معاف دارد . رشيد نيز معافش داشت . هرثمه پس از دو سال و نيم كه از امارتش گذشته بود ، باز گرديد .

محمد بن مقاتل العكى

چون هرثمه از افريقيه بازگرديد ، رشيد يكى از بر كشيدگان خويش ، محمد بن مقاتل - العكى [ 2 ] را به آن سرزمين فرستاد . او در رمضان سال 181 به افريقيه داخل شد . مردى بدسيرت بود ، سپاهيان به خلافش برخاستند و مخلد بن مرة الازدى را بر خود امير ساختند . محمد بن مقاتل جمعى را به جنگ مخلد فرستاد ، مخلد شكست خورده و كشته شد . آنگاه تمام بن تميم التميمى در سال 183 خروج كرد . مردم بر او گرد آمدند و او به قيروان رفت . محمد بن مقاتل به جنگ او بيرون آمد ، ولى از تمام شكست خورده به قيروان باز گرديد . تمام از پى او روان شد و به قيروان در آمد و محمد بن مقاتل را امان داد بدان شرط كه از افريقيه بيرون رود . محمد بن مقاتل به ناچار به طرابلس رفت . خبر به ابراهيم بن الاغلب رسيد . او در زاب بود ، از كار محمد به خشم آمد و با ياران خود عزم قيروان كرد . تمام بن تميم از مقابل او بگريخت و به تونس شد . ابراهيم بن الاغلب قيروان را بگرفت و محمد بن مقاتل را از طرابلس فرا خواند و بر سرير امارت قيروان نشاند . اين واقعه در سال 183 اتفاق افتاد . تمام بن تميم با سپاهى به نبردشان آمد . ابراهيم بن الاغلب با ياران خود به جنگ او رفت و منهزمش ساخت و از پى او تا تونس براند . تمام به ناچار امان خواست ، ابراهيم امانش داد و او را به قيروان آورد و به بغداد فرستاد . هارون الرشيد او را بند بر نهاد .

ابراهيم بن الاغلب

چون كار بر محمد بن مقاتل قرار گرفت ، مردم آن بلاد امارت او را ناخوش مىداشتند و
هامش
[ ( 1 ) ] متن : جميع [ ( 2 ) ] متن : الكعبى .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 276 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى