تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
فضل به هم بر آمدند . سر دستهء اين قوم مالك بن المنذر بود . اينان به قيروان در آمدند و آن را در تصرف آوردند . ابن الجارود از تونس بر سرشان لشكر برد و همه را به قتل آورد . مالك - بن المنذر و جماعتى از اعيانشان را نيز بكشت . بقاياى اين جماعت خود را به اندلس افكندند وصلت بن سعيد را به فرماندهى خويش برگزيدند و باز به قيروان باز گشتند و افريقيه را سخت به پريشانى دچار نمودند .

هرثمة [ 1 ] بن اعين

چون خبر كشته شدن فضل بن روح و حوادث افريقيه به هارون الرشيد رسيد ، هرثمة بن - اعين را به جاى او معين كرد و يحيى بن موسى را بدان سبب كه در نظر خراسانيان مقامى ارجمند داشت ، نزد ابن الجارود فرستاد ، و سفارش كرد كه با ابن الجارود به ملاطفت رفتار كنند . بعضى گويند يقطين بن موسى بود كه ابن الجارود را به فرمانبردارى واداشت . او نيز بدان شرط كه از علاء بن سعيد آسوده خاطر شود ، اجابت اين دعوت كرد . يقطين بن موسى دريافت كه ابن الجارود قصد نيرنگ دارد ، اين بود كه با دوست او محمد بن الفارسى باب گفتگو گشود و به دلجويىاش پرداخت و او را از ابن الجارود جدا نمود . ابن الجارود در محرم سال 179 از قيروان بيرون آمد تا از علاء بن سعيد المهلبى بگريزد . در اين ايام هفت ماه از امارتش مىگذشت . در راه با محمد بن الفارسى رو به رو گرديد و هر دو گروه آهنگ جنگ با يك ديگر نمودند . ابن الجارود ، محمد بن الفارسى را براى برخى گفتگوها به خلوت دعوت كرد و با يكى از مردانش توطئه كرده بود كه چون محمد بن الفارسى در خلوت به گفتگو نشيند به ناگاه او را بكشد . او نيز بى خبر به قتلش آورد . ياران محمد بن الفارسى همه پراكنده شدند . علاء بن سعيد و يقطين بن موسى هر يك مىكوشيد كه زودتر از ديگرى خود را به قيروان برساند . در اين مسابقه علاء بن سعيد پيروز گرديد ؛ بيامد و قيروان را بگرفت و جمعى از ياران ابن الجارود را بكشت . ابن الجارود نيز به هرثمة بن اعين تسليم شد . هرثمه او را نزد هارون الرشيد فرستاد و به هارون نوشت كه علاء بن سعيد ، ابن الجارود را از قيروان بيرون رانده است . هارون الرشيد فرمان داد علاء بن سعيد را نزد او فرستد . هرثمة بن العين ، ابن الجارود را به همراه يقطين بن موسى نزد هارون بفرستاد . هارون ابن الجارود را در بند كرد و علاء - بن سعيد را نيك بنواخت . او همواره مورد الطاف خليفه بود تا آنگاه كه در مصر بمرد . هرثمه به قيروان رفت . در سال 179 [ 2 ] وارد قيروان شد ، مردم را امان داد و آرامش بخشيد . آنگاه قصر كبير را در منستير يك سال پس از ورودش بنا نمود . بر طرابلس از آن سو كه دريا
هامش
[ ( 1 ) ] متن : خزيمه [ ( 2 ) ] متن : 177 .