يزيد بن حاتم [ 1 ] بن قبيصة بن المهلب
چون خبر شورش افريقيه عليه عمر بن حفص و محاصرهء او در طبنه به ابو جعفر المنصور رسيد ، يزيد بن حاتم بن قبيصة بن المهلب بن ابى صفره را با شصت هزار جنگجو به يارىاش فرستاد . چون عمر بن حفص از آمدن يزيد بن حاتم خبر يافت ننگش آمد كه ديگرى او را از محاصره رهانيده باشد ، اين بود كه دل بر هلاك نهاد و به نبرد بيرون آمد تا كشته شد .
يزيد بن حاتم به افريقيه آمد ، در حالى كه ابو حاتم حبيب بن حبيب بر آن استيلا يافته بود و چون بشنيد ، براى رويارويى با او عازم طرابلس شد و عمر بن عثمان الفهرى را به جاى خود در قيروان نهاد . چون او برفت عمر بن عثمان عصيان آغاز كرد و اصحابش را بكشت .
مخارق بن غفار نيز خروج كرد .
ابو حاتم به قيروان باز گشت و آن دو از شهر بگريختند و به جيجل از سواحل كتامه پيوستند . ابو حاتم آنان را به حال خود گذاشت و عبد العزيز بن السبع المعافرى را به جاى خود در قيروان نهاد و براى رويارويى با يزيد بن حاتم به طرابلس راند . ابو حاتم به كوههاى نفوسه رسيد ، سپاهيان يزيد از پى او تاختند ولى شكست خورده باز گشتند . پس از اين شكست يزيد خود عازم نبرد شد و پس از نبردى صعب بربرها درهم شكسته و منهزم شدند و ابو حاتم با سى هزار تن از يارانش كشته شد و يزيد بن حاتم به انتقام خون عمر بن حفص همچنان تيغ در آنان نهاده بود .
آنگاه به سوى قيروان در حركت آمد و در نيمهء سال 155 به شهر در آمد . عبد الرحمان بن حبيب - بن عبد الرحمان الفهرى كه با ابو حاتم يعقوب بن حبيب اباضى بود ، به كتامه پيوست . يزيد بن - حاتم سپاه از پىاش فرستاد . اين سپاه عبد الرحمان بن حبيب را به محاصره افكند ، سپس بر او ظفر يافت و عبد الرحمان بگريخت ولى همهء كسانى كه با او بودند ، طعمهء تيغ هلاك شدند .
يزيد بن حاتم ، مخارق بن غفار را به زاب فرستاد . او در طبنه فرود آمد و در نبردهايى كه ميان وى و بربرها در گرفت ، خلق كثيرى از بربرها و ورفجومه و غير ايشان كشته شدند و اين كشتارها ادامه داشت تا آنگاه كه يزيد بن حاتم هلاك شد . مرگ او در سال 170 در خلافت هارون الرشيد بود . پس از او پسرش داود زمام كارها را به دست گرفت . بربرها عليه او نيز خروج كردند ؛ داود نيز از آنان كشتار بسيار كرد و به قيروان باز گرديد . ما به ذكر وقايع او خواهيم پرداخت .
روح بن حاتم
چون خبر مرگ يزيد بن حاتم به هارون الرشيد رسيد ، برادر او روح بن حاتم را كه در فلسطين
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ابى حاتم .