تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
از بنى اميه به افريقيه گريختند و از آن جمله بودند ، عاص [ 1 ] و عبد المؤمن پسران وليد بن يزيد ، دختر عمشان نيز همراهشان بود . عبد الرحمان بن حبيب او را به عقد برادر خود الياس در آورد . بعضى ، از اين دو برادر نزد عبد الرحمان بن حبيب سعايت كردند كه آهنگ خلافت دارند ، عبد الرحمان نيز هر دو را بكشت . دختر عمشان اندوهگين شد ، شوهر خود الياس ، برادر عبد الرحمان را عليه او بر انگيخت و خواست كه در كار او فساد كند . عبد الرحمان نزد ابو جعفر - المنصور هديه‌اى ناچيز فرستاده بود . الياس برفت تا عذر آورد ولى سخن به درست ادا نكرد و منصور بر آشفت و نامه‌اى همه تهديد به او نوشت و نيز خلعتى [ سياه كه شعار بنى عباس بود ] برايش فرستاد . عبد الرحمان نيز عصيان آغاز كرد و خلعت منصور را بر منبر بدريد . برادرش الياس كه مترصد چنين فرصتى بود با سران سپاه همدست شد و عليه او برخاست و بار ديگر به دعوت منصور بازگشت . برادر ديگرش عبد الوارث نيز در برانداختن او با الياس همدست شده بود . عبد الرحمان از اين راز آگاه شد و الياس را به تونس فرستاد . الياس به وداع او آمد و عبد الوارث نيز در كنارش بود ، پس هر دو با برادر خود عبد الرحمان در آويختند و بكشتندش . اين واقعه در سال 137 اتفاق افتاد . مدت امارت عبد الرحمان ده سال بود .

حبيب بن عبد الرحمان بن حبيب

چون عبد الرحمان بن حبيب كشته شد ، پسرش حبيب بن عبد الرحمان نجات يافت و به تونس رفت . دشمنان آهنگ دستگيرى او را داشتند و درهاى قصر را گرفته بودند تا نگريزد ، ولى بر او ظفر نيافتند . عمش ابراهيم بن حبيب در تونس بود و حبيب بن عبد الرحمان نزد او رفت . الياس از پى او روان شد و مدتى دراز ميان دو طرف جنگ در گرفت ، عاقبت صلح كردند بدين شرط كه قفصه و قسطيله و نفزاوه [ 2 ] از آن حبيب و تونس و صطفوره [ 3 ] و تبرزو ( ؟ ) ( شايد بنزرت ) و جزيره از آن عمران [ برادر الياس ] و باقى افريقيه از آن الياس باشد . اين پيمان در سال 138 به پايان آمد و حبيب به متصرفات خود رفت و الياس با برادرش عمران راهى تونس شدند ولى الياس به عمران غدر كرد و او را با جماعتى از اشراف كه با او بودند بكشت و به قيروان باز گشت . آنگاه مراتب فرمانبردارى خويش را به وسيلهء عبد الرحمان بن - زياد بن انعم ، قاضى افريقيه ، به ابو جعفر المنصور اعلام داشت . آنگاه حبيب بن عبد الرحمان بن حبيب به تونس رفت و آنجا را بگرفت . عمش الياس به جنگ او آمد ولى حبيب از آن سو به قيروان در آمد و زندانها را بشكست و زندانيان را
هامش
[ ( 1 ) ] متن : قاضى [ ( 2 ) ] متن : نغراوه [ ( 3 ) ] متن : صطغوره .