تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
رفتهء خود را بار ديگر فرا چنگ آورد . چون سپاهيان فرنگ باز گرديدند ، الفونسو بار ديگر آن بلاد را باز پس گرفت و برادر خود را در يكى از دژها محاصره نمود . آنگاه او را بگرفت و بكشت و بر همهء كشور مستولى گرديد . سلطان غرناطه اين فرصت را غنيمت شمرد و علم عصيان برداشت و از پرداخت جزيه‌اى كه از سالهاى 72 از مسلمانان مىگرفتند سر باززد و هيچ نداد . از آن سو نسرغالس ( ؟ ) پادشاه فرنگان كه به يارى پادشاه جليقيه دختر خود را به او داده بود ، اينك كه آن دختر برايش پسرى زاييده بود ، مىپنداشت كه اين پسر از الفونسو و ديگران به پادشاهى سزاوارتر است و اين عادت عجم است كه دختر زاده را از فرزندان اصلى به جانشينى سزاوارتر مىدانند . پس ميانشان جنگهايى پديد آمد و اين جنگها به درازا كشيد و مردم جليقيه را از اين رهگذر گرفتاريهاى بسيار حاصل شد . بسيارى از ثغورشان را از دست دادند . ابن الاحمر نيز جزيه از ايشان باز داشته بود - چنان كه گفتيم - و اين حال تاكنون بر دوام است . و اما ملوك مغرب : سلطان عبد العزيز بن سلطان ابى الحسن زمام ملك به دست گرفت و جاى پاى استوار كرد . عبد الرحمان بن ابى يغلوسن - چنان كه گفتيم - فرمانرواى غزاة در اندلس بود ، او در نسب قسيم او بود و نامزد حكومت پس از او . سلطان عبد العزيز خبر يافت كه ميان او و برخى از دولتمردانش مكاتبه‌اى بوده ، بيمناك شد و به ابن الاحمر نوشت كه او را حبس كند ، او هم عبد الرحمن را به حبس افكند و امير مسعود بن ماسى را كه سخت در فتنه غوطه‌ور شده بود و با دولتمردان باب مكاتبه گشوده بود با او به زندان كرد . در سال 774 سلطان عبد العزيز بمرد و با پسرش محمد السعيد بيعت شد و چون او هنوز تازه سال بود ، وزيرش ابو بكر بن غازى در حكومت از او كفالت مىكرد . ابن الاحمر ، عبد الرحمان - بن يغلوسن را از زندان آزاد نمود ، اين امر بر ابو بكر كه دولت مغرب را اداره مىكرد ، گران آمد و چند تن از رؤسا را از خويشاوندان ابن الاحمر به اندلس فرستاد تا با او منازعه آغاز كنند و نيز ايشان را به مال و سپاه مدد مىكرد . اين خبر به ابن الاحمر رسيد تا علاج واقعه پيش از وقوع كند . ابن الاحمر سپاه به ساحل دريا آورد و در جبل الفتح فرود آمد . ابن يغلوسن و ابن ماسى نيز با او بودند . آن دو را به كشتى نشاند . ايشان به آن سو فرود آمدند . اوضاع مغرب آشفته گرديد و محاصره مردم جبل الفتح سخت شد ، پس از ابن الاحمر امان خواستند و سر به طاعت او آوردند . محمد بن عثمان بن الكاس ، داماد ابو بكر بن غازى و خويشاوند او در سبته بود . چون ابن الاحمر در جبل الفتح فرود آمد ، او را براى ضبط بندرگاهها فرستاده بود ؛ نيز جماعتى از فرزندان سلطان ابو الحسن ، از زمان عبد العزيز در طنجه محبوس بودند . ابن الاحمر به محمد بن عثمان نامه نوشت و او را از اينكه در فرمان كودكى نارسيده باشند ، نكوهش كرد و گفت بهتر