مردم اشبيليه با [ خليفه ابو محمد عبد الواحد ] الرشيد از بنى عبد المؤمن بيعت كردند ، سپس ابن الاحمر به غرناطه راند و آن را تصرف نمود . بيعت با رشيد در سال 437 بود .
ابو محمد عبد اللّه بن عبد اللّه بن محمد بن عبد الملك الاموى الرميمى وزير ابن هود بود .
او را ذو الوزارتين مىخواندند . امارت المريه داشت و همواره در آنجا بود تا سال 635 كه المتوكل [ محمد بن يوسف بن هود ] به المريه آمد . در آن سال به هلاكت رسيد ، او را در مرسيه دفن كردند . گويند المتوكل او را كشت . پس از او المؤيد زمام امور را به دست گرفت و به سال 643 ابن الاحمر او را به تسليم واداشت .
چون المتوكل بمرد پسرش ابو بكر محمد بن محمد كه از سوى پدر به جانشينى معين شده بود زمام امور مرسيه را به دست گرفت . او را الواثق لقب دادند . در سال 636 پس از چند ماه كه از امارتش مىگذشت ، عزيز بن عبد الملك بن محمد بن خطاب بر او بشوريد و به بندش كشيد و خود با لقب ضياء الدوله جاى او بگرفت . آنگاه زيان بن مردنيش بر مرسيه غلبه يافت و عزيز بن عبد الملك را پس از چند ماه كه از امارتش گذشته بود ، بكشت و الواثق بن هود را از بند برهانيد .
در سال 638 محمد بن هود [ ملقب به بهاء الدوله ] در مرسيه علم طغيان برداشت ، و زيان را از آنجا براند و خود نيز در سال 657 بمرد . پس از او پسرش امير [ محمد بن ] ابى جعفر به امارت رسيد . در سال 662 ابو بكر الواثق كه ابن خطاب او را خلع كرده بود بر او بشوريد . او پسر المتوكل [ محمد بن يوسف بن هود ] امير المسلمين بود و همچنان بر سرير قدرت بود تا آنگاه الفونسو و طاغيهء برشلونه او را به تنگنا افكندند . الواثق ، عبد اللّه بن على بن اشقيلوله را بفرستاد و مرسيه را باز پس ستد ؛ و به نام ابن الاحمر در آنجا خطبه خواند . در آن هنگام كه عبد اللّه بن على از مرسيه به نزد ابن الاحمر باز مىگشت ، در راه با البصرى روبرو گرديد . البصرى او را منهزم ساخت و بار سوم مرسيه به دست الواثق افتاد .
الواثق همچنان در مرسيه فرمان مىراند تا سال 668 كه دشمن آن را در تصرف آورد و به جاى او يكى از حصون خود را به نام يسر [ 1 ] به او واگذاشت و او در آنجا بود تا بمرد . و اللّه خير الوارثين .
خبر از دولت بنى الاحمر ، ملوك اندلس در اين عهد و آغاز كار و سرگذشت و سرانجامشان
اصل ايشان از ارجونه ، از حصنهاى قرطبه است . نياكانشان مردانى سپاهى بودند و به بنى نصر اشتهار داشتند و نسب به سعد بن عباده سرور قبيلهء خزرج مىرسانيدند . در اواخر
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ليس .