دور افتاده بودند ، در آن سرزمين بار ديگر گروههايى سر بر داشتند :
در سال 537 قاضى مروان بن عبد اللّه بن مروان بن خضاب در بلنسيه شورش كرد ؛ ولى پس از سه ماه كه از حكومتش گذشته بود او را خلع كردند و به المريه فرستادند . سپس او را نزد ابن غانيه در ميورقه بردند و در آنجا زندانىاش كردند .
ابو جعفر احمد بن عبد الرحمان بن ظاهر در مرسيه شورش كرد . ولى پس از چهار ماه از حكومتش خلع شد و مرسيه دو ماه به دست نوهء المستعين بن هود بود ، آنگاه به دست ابن عياض افتاد .
مردم بلنسيه بعد از ابن خضاب با امير محمد عبد اللّه بن سعيد بن مردنيش الجذامى بيعت كردند . او به جهاد با مسيحيان رغبتى تمام داشت تا در سال 504 در يكى از آن نبردها كشته شد . پس از او با ابن عياض بيعت كردند . او - چنان كه گفتيم - در مرسيه شورش كرده بود .
چون ابن عياض در سال 542 بمرد با برادرزاده ابن مردنيش ، محمد بن احمد بن سعيد - بن مردنيش بيعت شد . او شاطبه و شقر و مرسيه را در تصرف آورد . ابراهيم بن همشك را كه از سردارانش بود به اقطار اندلس بفرستاد . ابراهيم بر قرطبه حمله آورد و آنجا را تصرف كرد ولى نتوانست آن را در دست خود نگهدارد . آنگاه به غرناطه حمله آورد و غرناطه را از موحدين بستد و همراه با ابن مردنيش ، موحدين را در قصبه به محاصره افكند . عبد المؤمن پس از نبردهاى سختى كه در فحص غرناطه ميانشان در گرفت ، غرناطه را بازپس گرفت . ابن - همشك و ابن مردنيش و سپاهيانى كه از مسيحيان به ياريشان آمده بودند ، به دفاع از غرناطه سخت پاى فشردند ولى عبد المؤمن همه را در هم شكست و از ايشان كشتار بسيار كرد .
ابو الحجاج يوسف ، بلنسيه را محاصره كرد و به نام خليفهء عباسى المستنجد خطبه خواند و به او نامه نوشت . او نيز منشور امارتش را فرستاد ، سپس در سال 566 با موحدين بيعت نمود .
المظفر عيسى بن منصور بن عبد العزيز الناصر بن ابى عامر بدان هنگام كه به امارت شاطبه و مرسيه باز مىگشت مدتى بر بلنسيه غلبه يافته بود . او در سال 555 هلاك شد و آن شهر به دست ابن مردنيش افتاد .
احمد بن عيسى بر حصن مزيله استيلا يافت ، او عليه مرابطين برخاسته بود . پس منذر بن ابى وزير بر او غلبه يافت . احمد بن عيسى در سال 540 به نزد عبد المؤمن رفت . عبد المؤمن او را به تسخير بلاد اندلس بر انگيخت و سپاهى همراه او كرد . اينان بر بنى غانيه امراء مرابطين در اندلس چيره شدند .
همچنين از آغاز پريشانى اوضاع لمتونه ، محمد بن على بن غانيه المستوفى در ميورقه امارت داشت . او در سال 520 امارت ميورقه را به دست آورده بود . محمد بن على در سال 537 به ديدار برادر خود يحيى به بلنسيه رفت و عبد اللّه بن تيمارا به جاى خود در ميورقه نهاد . چندى نگذشت كه شورشگران عليه او بشوريدند ، محمد بن على باز گشت و كارها به سامان
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: ابن خلدون
ص٢٣٧