تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
سليمان بن مشكيان را از سوى خود به جزيره فرستاد . سليمان پنج سال در آنجا درنگ كرد . چون سليمان بمرد ، مبشر ملقب به ناصر الدوله جانشين او گرديد . اصل او از شرق اندلس بود . در كودكى اسير شد و دشمن اخته‌اش كرد . او همچنان در دانيه بماند و در ميان اسيران دانيه و سردانيه جهاد مىكرد اغلب او را برگزيد و پس از هلاكت سليمان امارت داد . او پنج سال حكم راند . در اين احوال دولت على منقرض گرديد . المقتدر بن هود آن را بر انداخت و اين سبب شد كه مبشر در ميورقه زمام همهء امور را بر دست گيرد . در اين سالها موج فتنه در ميان ملوك - الطوائف بالا گرفته بود . مبشر به دانيه كس فرستاد تا خاندان سرورش را به نزد او بياورد و چون آمدند به جاى آنان نيكى كرد . مبشر همچنان به سرزمين دشمن لشكر مىكشيد ، تا آنگاه كه طاغيه برشلونه ، لشكرها گرد آورد و ده ماه در ميروقه با او نبرد كرد . سپس آنجا را بگشود و بسى كشتار و تاراج نمود . مبشر نزد على بن يوسف صاحب مغرب كس فرستاده بود و خواسته بود تا او را در اين نبرد يارى دهد ؛ ولى كشتيهاى دشمن وقتى رسيدند كه دشمن پيروز شده بود . چون سپاهيان مغرب برسيدند ، دشمن را براندند . على بن يوسف انور بن ابى بكر اللمتونى را امارت آن ديار داد . او دست ستم بر مردم شهر بگشود و از آنان خواست كه شهرى ديگر دور از دريا بنا كنند . مردم بر او شوريدند و در بندش افكندند و نزد على بن يوسف كس فرستادند و شرح حال خود بگفتند . على بن يوسف ، محمد بن على بن غانيه را به امارت آن ديار معين كرد . محمد بن على در اين ايام ناظر برخى از امور قرطبه بود . او برفت و انور را دست بسته به مراكش فرستاد . محمد بن على ده سال در امارت ميورقه بماند تا برادرش يحيى و پادشاهشان على بن يوسف بمردند . از آن پس ميورقه در تصرف بنى غاينه در آمد . بنى غانيه را در عهد على بن يوسف در ميورقه دولتى بود . على و يحيى از آنجا به بجايه لشكر آوردند و آنجا را از موحدين بستدند و همواره ايشان را با موحدين در افريقيه نبردهايى بود . و ما بعد از اخبار لمتونه و گرفتن فرنگان ميورقه را از موحدين ، بدان اشاره خواهيم كرد . البقاء للّه و الملك يوتيه من يشاء و هو العزيز الحكيم .

خبر از شورشگران اندلس در پايان دولت لمتونيان و استبداد بنى مردنيش [ 1 ] در بلنسيه و مزاحمتشان دولت بنى عبد المؤمن را و سرگذشت و سرانجام آنان

بدان هنگام كه لمتونه سرگرم جنگ با دشمن بود و به سبب نبرد با موحدين از اندلس
هامش
[ ( 1 ) ] متن : مردنيس .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 236 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى