فرنگ سرگرم شد ، او نيز در سال 389 در ايام حكومت المنصور بمرد .
المنصور يكى از موالى خود به نام مقاتل را امارت ميورقه داد . مقاتل نيز بسيار به غزو و جهاد مىرفت . المنصور و پسرش المؤيد نيز او را در جهاد مدد مىرسانيدند . مقاتل در سال 403 در ايام فتنه بمرد .
المجاهد ، يوسف بن على از فحول موالى عامريان بود . المنصور محمد بن ابى عامر او را پرورش داده و با ديگر موالى خود قرآن و حديث و عربيت آموخته بود . مجاهد در همهء اين علوم سر آمد شد . در سال 400 در روزى كه المهدى كشته شد از قرطبه بيرون آمد . او و موالى عامريان و بسيارى از سپاهيان اندلس چنان كه گفتيم ، با المرتضى بيعت كردند .
زاوى در فحص غرناطه با آنان رو بر رو شد و منهزمشان ساخت و جمعشان را بپراكند ، سپس چنان كه آورديم المرتضى را بكشت . مجاهد به طرطوشه راند و آنجا را بگرفت . سپس آن را از دست فرو هشت و به دانيه آمد و به استقلال حكومت پرداخت . در اين احوال ميورقه و منورقه و يابسه را بگرفت و مدت سيزده سال همچنان فرمان مىراند .
مجاهد ، المعيطى را چنان كه آورديم ، امارت داده بود . او سر به طغيان برداشت و مردم را از طاعت مجاهد باز داشت . مردم ميورقه او را از اين عمل منع كردند و خبر به مجاهد دادند . او برادر زاده خود عبد اللّه را به ميورقه فرستاد . عبد اللّه پانزده سال در آن جزيره فرمان راند . و با سپاه خود به سردانيه رفت و آنجا را بگرفت و نصارى را از آنجا براند . در اين نبرد پسرش على به دست مسيحيان اسير شد ولى پس از چندى با پرداخت فديه آزادش نمود .
مجاهد بعد از برادر زاده خود يكى از موالى خود به نام اغلب را در سال 428 امارت ميورقه داد .
ميان مجاهد صاحب دانيه و خيران صاحب مرسيه و ابن ابى عامر صاحب بلنسيه نبردهايى - بود ، تا آنگاه كه در سال 436 مجاهد به هلاكت رسيد .
پس از مجاهد پسرش على موسوم به اقبال الدوله امارت يافت . او را با المقتدر بن هود نزاعهايى رخ داد . المقتدر او را در سال 468 از دانيه براند و به سرقسطه برد . پسرش سراج - الدوله به ميان فرنگان رفت . فرنگان طى شروطى او را يارى دادند و او بر بعضى از دژهاى خويش بار ديگر دست يافت . پس از چندى در سال 509 به روايتى او را مسموم كردند و بمرد .
على در همان سالهاى نزديك به مرگ المقتدر ، در سال 474 در گذشت . گويند كه از المقتدر بگريخت و به بجايه رفت و بر يحيى بن حماد صاحب بجايه فرود آمد و در آنجا از دنيا رفت .
اما اغلب ، صاحب ميورقه را در دريا غزوها و جهادهاى بسيار بود . چون مجاهد بمرد ، اغلب از پسرش على خواستار چيزى افزونتر گرديد ، او نيز اجازت داد . و او داماد خود ،
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 235
مساهمون: ابن خلدون
ص٢٣٥