در سال 601 الملك المعظم عيسى بن الملك العادل بيامد و آبگيرها و بركهها را تجديد بنا كرد . سالم بن قاسم امير مدينه نيز با او بود . او آمده بود از قتاده شكايت كند و با او باز گرديد و پيش از رسيدنش به مدينه در راه بمرد .
پس از قاسم بن سالم پسرش شيخه به حكومت رسيد . سالم سپاهى از تركمانان فراهم كرده بود . پسرش جماز بن شيخه با آن سپاه به جنگ قتاده رفت و او را مغلوب نمود .
قتاده به ينبع گريخت و در آنجا حاصر گرفت . در سال 647 صاحب مدينه ، شيخه كشته شد و پسرش عيسى به جاى او قرار گرفت . در سال 649 برادرش جماز او را در بند كرد و جايش را بگرفت .
ابن سعيد گويد : در سال 659 ابو الحسن بن شيخة بن سالم در مدينه بود و ديگرى گويد : در سال 653 ابو مالك منيف بن شيخه در مدينه بود و او در سال 657 بمرد و برادرش جماز امارت مدينه يافت . جماز عمر دراز كرد و در سال 704 در گذشت و پسرش منصور به جاى او نشست . برادرش مقبل به شام رفت و آنگاه در مصر به بيبرس پيوست ، او نيز نيمى از اقطاع منصور را به دو داد . آنگاه بى خبر از برادر به مدينه آمد . پسر منصور ابو - كبيشه در مدينه بود . مقبل شهر را بگرفت و ابو كبيشه به ميان احياء عرب گريخت و چون سپاهى گرد آورد در سال 709 به مدينه باز گرديد و عم خود مقبل را بكشت و منصور به محل امارت خود آمد .
مقبل را پسرى بود به نام ماجد . پارهاى از اقطاع پدر به دست آورد و در ميان اعراب مىزيست و آنان را به گرفتن مدينه ترغيب مىنمود . و هر بار كه عمش منصور از مدينه خارج مىشد او به مدينه مىآمد . تا آنگاه كه ميان منصور و قتاده صاحب ينبع به خاطر او در سال 717 نبرد افتاد . منصور از سلطان مصر مدد خواست او نيز سپاهى به يارىاش بفرستاد و ماجد بن مقبل را در مدينه محاصره نمود . سپس جنگ آغاز كرد و مقبل منهزم گرديد و منصور همچنان در امارت باقى ماند تا سال 717 [ 1 ] كه در گذشت و پسرش كبيش - بن منصور به جايش نشست . مدت امارت او نيز به دراز كشيد . پس از او طفيل به امارت رسيد . طاز او را در سال 751 در بند كرد . آنگاه عطيه امارت يافت . عطيه در سال 783 بمرد و طفيل امارت يافت . او را نيز دربند كردند و جماز بن هبة بن جماز بن منصور امارت مدينه را به دست گرفت .
پادشاهان ترك كه در مصر بودند ، همواره واليان مدينه را از اين دو خاندان انتخاب مىكردند و جز به آنها نمىپرداختند . امارت مدينه امروز در دست جماز بن - هبة اللّه بن جماز است و پسر عمش عطية بن محمد بن عطيه با او در منازعه است . و اين
هامش
[ ( 1 ) ] متن : 715 .