تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
مىپرداختند و اين يكى از كارهاى نيك سلطان مصر بود كه به سعى امير عجلان كه خداوندش جزاى خير دهد مقرر گرديد . عجلان بر اين شيوه حكم مىراند ، تا در سال 777 از دنيا برفت . پسرش احمد جانشين او شد . عجلان خود پسرش احمد را بعد از خود به امارت تعيين كرده بود و قسمتى از امور را در حيات خود به دو تفويض نموده بود . پس احمد زمام كارها را به دست گرفت و شيوهء پدر در پيش گرفت و چون او دادگستر و نيكخواه بود ، بدين شيوه شهرهء آفاق شد و نام نيكش بر زبان همسايگان و حاجيان افتاد . صاحب مصر الملك الظاهر ابو سعيد برقوق او را منشور فرمانروايى داد بر هر چه از آن پدر او بوده است ، و بر طبق عادتشان او را خلعت فرستاد . در زندان احمد بن عجلان ، گروهى از اقرباى او در بند بودند ، چون برادرش محمد و پسر برادرش ثقبه به نام محمد و پسر عمش عنان بن مغامس . چون احمد بمرد اينان از زندان او بگريختند و كسانى فرستادند تا فراريان را باز گردانند و محمد بن عجلان به جاى برادر نشست . از فراريان عنان بن مغامس خود را به مصر رسانيد و از سلطان برقوق عليه محمد بن عجلان و كبيش مدد خواست . سلطان دعوتش را اجابت كرد و او را با امير كاروان حاجيان بفرستاد تا در كار ايشان بنگرد . جماعتى از باطنيان با او همراه شدند و بدان هنگام كه محمد بن استقبال محملى كه جامهء كعبه در آن بود - و آن را از مصر فرستاده بودند - آمد ، و خواست بر آن بوسه زند ، اين باطنيان او را كشتند و كشتهء او را در همانجا افكندند و به مكه داخل شدند . عنان بن مغامس امارت حاج را به عهده گرفت و كبيش و يارانش به جده رفتند . چون مراسم حج به پايان آمد كبيش بيامد و مكه را در محاصره گرفت . آنگاه نبردهايى ميانشان در گرفت كه در يكى از آنها كبيش كشته شد . على بن عجلان و برادرش حسن نزد الملك الظاهر برقوق صاحب مصر رفتند . الملك الظاهر صلاح چنان ديد ريشه اختلاف را بر كند ، اين بود كه او را در سال 789 منشور امارت داد تا با عنان بن مغامس به اشتراك بر مكه فرمان رانند . او نيز همراه با امير كاروان بيامد چون به كو مرد ( ؟ ) رسيدند بر حسب عادت بامدادان به مكه راندند . عنان به ديدارشان بيرون آمد ، سپس واپس ماند و از سويى بگريخت . على بن عجلان به مكه وارد شد و بى - منازعى به حكومت پرداخت . چون حج به پايان آمد ، عنان نيز بيامد . پسران عمش مبارك و جماعتى از شريفان با او بودند . اينان على را در مكه به محاصره گرفتند و حق خود را از امارت طلبيدند ولى پس از چندى محاصره را شكستند و باز گشتند ، و تا اين زمان به همان - حال هستند . عنان با ياران خود در سال 794 به مصر رفت و على به انفراد به امارت پرداخت . سلطان برقوق به عنان عطاى فراوان داد و بر شمار سپاهيان و خادمان او بيفزود ، و براى او راتبه‌اى معين كرد و او را در شمار دولتمردان خويش در آورد .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 153 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى