تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
منازعه و همچشمى و رقابت ميان اين دو خاندان سابقه‌اى ديرينه دارد . اينان همگى داراى مذهب اماميه هستند و به دوازده امام و ديگر عقايد اين مذهب معتقدند . خداست كه هر چه بخواهد مىآفريند و برمىگزيند . اين پايان خبر از امراى مدينه است و من به بيش از اين آگاهى نيافتم و اللّه المقدر لجميع الامور سبحانه لا إله الا هو .

خبر از دولت بنى الرسى امامان زيديان در صعده و سرآغاز كار آنان و سرگذشتشان

پيش از اين از محمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم بن حسن ، ملقب به ابن - طباطبا و ظهور او در ايام مأمون و قيام ابى السرايا به بيعت او سخن گفتيم . چون محمد بن - ابراهيم و ابو السرايا در گذشتند و آن امر بر افتاد ، مأمون برادر محمد بن ابراهيم يعنى قاسم الرسى بن ابراهيم طباطبا را طلب داشت و او به سند گريخت و همچنان در آنجا بود تا در سال 245 وفات كرد . پسرش حسين به يمن بازگشت . امامان صعده در بلاد يمن از اولاد او بودند . آنها در آن سرزمين دولتى زيدى تشكيل دادند كه تا اين روزگاران باقى بود . اينان را بنى الرسى مىگويند . صعده كوهى است در مشرق صنعاء و در آن دژهاى بسيار است . مشهورترين آنها دژ صعده است . نخستين كسى كه از اين خاندان خروج كرد يحيى بن الحسين بن القاسم الرسى بود ، او در صعده دعوت آشكار كرد . او را الهادى الى الحق لقب دادند و در سال 288 در حيات پدرش حسين ، با او بيعت كردند . الهادى الى الحق جماعتى از پيروانشان و مردم ديگر را گرد آورد و با ابراهيم بن يعفر و اسعد بن يعفر ششمين نسل از اعقاب تبعهاى صنعاء جنگ كرد و صنعاء و نجران را از آنان بستد و به نام خود سكه زد . بنى يعفر پس از چندى همه را از او باز پس گرفتند و او به صعده باز گشت و در سال 298 پس از ده سال فرمانروايى بمرد . اين سخن ابن الحارث بود و او گويد كه : الهادى الى الحق را مصنفاتى در حلال و حرام بود و ديگرى گويد كه : او در احكام شرعى مجتهد بود و در فقه آراء غريبه دارد . تأليفاتش در ميان شيعيان معروف است . صولى گويد : پس از او پسرش المرتضى ابو القاسم محمد بن يحيى به حكومت رسيد . مردم بر او بشوريدند . او در سال 310 [ 1 ] هلاك شد و پس از او برادرش الناصر احمد بن - يحيى به حكومت رسيد . در عصر او كار ملك استقامت گرفت . آنگاه پسرش المنتجب حسين - بن احمد حكومت يافت . او در سال 324 بمرد و پس از او برادرش المختار ابو محمد
هامش
[ ( 1 ) ] متن : 320 .