تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
عطيفه و ابو الغيث با آن دو به منازعه برخاستند و رميثه و حميضه آن دو را در بند كردند . اين امر مصادف شد با وصول بيبرس چاشنيگير سرپرست الملك الناصر به مكه در نخستين امارتش . او آن دو را از بند برهانيد و امارت داد و رميثه و حميضه را به مصر فرستاد . سلطان آن دو را با سپاهى به مكه بفرستاد و به امارتشان باز گردانيد . آنگاه عطيفه و ابو - الغيث نزد او فرستاده شدند . بارى ، نزاع و كشمكش ميان آن دو گروه همچنان ادامه داشت . ابو الغيث در يكى از نبردهايش در بطن مر به هلاكت رسيد . پس ميان رميثه و حميضه نبرد در گرفت . رميثه در سال 715 نزد الملك الناصر رفت و از امراء و سپاه او مدد گرفت . حميضه پس از آنكه اموال مكه را جمع كرد بگريخت . اما چون سپاه بازگرديد ، او نيز بار ديگر به مكه آمد . سپس ميانشان صلح افتاد و متفق شدند . در سال 718 عطيفه سر به مخالفت برداشت و نزد سلطان مصر رفت و از آنجا و با سپاهى بيامد و مكه را بگرفت . رميثه را نيز دستگير كرد و مدتى به زندان انداخت ، سپس در سال 720 كه سلطان به حج آمده بود آزادش ساخت ، او نيز برفت و در مصر اقامت گزيد . حميضه همچنان در آوارگى مىزيست تا آنگاه كه سلطان امانش داد . جماعتى از مماليك با او بودند كه اينان در ايام عصيان او از مصر نزد او گريخته بودند اينك از اينكه با او به مصر باز گردند بر جان خود بيمناك بودند پس او را كشتند و نزد سلطان آمدند و اين امر را به خيال خود وسيله‌اى براى نزديكى به او قرار دادند . رميثه بعضى از آنان را به انتقام خون برادر بگرفت ، آنهايى را كه در قتل او شريك بودند بكشت و باقى را عفو كرد . رميثه آزاد شد و به مكه رفت و با برادر خود عطيفه در امارت مكه شركت جست . چون عطيفه بمرد ، رميثه به استقلال در حكومت بماند تا پير شد و بمرد . پسرانش ثقبه و عجلان در حيات او امارت مكه را ميان خود تقسيم كرده بودند و رميثه نيز بدان رضا داده بود . رميثه مىخواست كه بخشش خود از آن دو باز گيرد ولى آنان سر به فرمان او نياوردند و همچنان در زمان پدر ، با او در امارت شريك بودند . سپس ميان دو برادر اختلاف افتاد ، ثقبه از مكه برفت و عجلان در آنجا بماند . ثقبه با جماعتى به مكه تاخت و شهر را از برادر بستد . در سال 756 هر دو در مصر گرد آمدند و صاحب مصر عجلان را به امارت مكه تأييد كرد . ثقبه به بلاد حجاز گريخت و در آنجا ماند ولى چند بار به مكه تجاوز كرد . عجلان را در سال 762 سپاهى از مصر به يارى آمد . در اين وقايع ثقبه كشته شد و عجلان همچنان بر سرير امارت مكه باقى ماند . عجلان مردى دادگر بود و انصاف رعيت مىداد و از ستمگرى دورى مىجست . در عهد او قوم او متعرض بازرگانان يا قبايل همسايه نشدند . همچنين كوشيد تا در ايام امارت او باجى را كه از حاجيان براى بندگانشان مىستاندند موقوف كنند و برايشان از ديوان سلطان راتبه‌اى فرستاده شود كه آن را در ايام حج