اوست وعده دهى و او را به قتل افضل وادارى چون افضل به دست ديگرى كشته شود تو قاتل را خواهى كشت و بدين گونه عرض تو مصون خواهد ماند .
ابو عبد اللّه البطائحى يكى از فراشان قصر بود كه افضل او را بركشيده و از خواص خود ساخته بود و حاجبى خويش به دو داده بود . الآمر او را بخواند و وعده داد كه اگر افضل را از ميان بردارد ، مقام افضل را به او خواهد داد . بطائحى نيز دو تن را برگماشت تا او را از پاى در آوردند . بدين گونه كه افضل با موكب خويش از قاهره باز مىگشت . سال سال 515 بود . او به اسلحه خانه رفت تا بنا بر عادت كه در روزهاى عيد سلاح تقسيم مىكرد ، سلاح تقسيم كند . در راه گرد و غبار فراوان شد . افضل فرمان داد تا موكب روان از او دور شوند ، تا از گرد و غبار آسيب نبيند . چون از موكب جدا افتاد دو مرد به نزد او تاختند و با كارد ضربتى بر او زدند . افضل از اسب بيفتاد و آن دو مرد در حال كشته شدند . او را به خانهاش بردند هنوز رمقى داشت . الآمر گريان بيامد و از اموالش پرسيد گفت آنچه آشكار است ابو الحسن بن ابى اسامه داند و آنچه پنهان است بطائحى داند . پدر اين اسامه قاضى قاهره بود و اصلش از حلب .
افضل در سال بيست و هشتم وزارتش بمرد . الآمر فرمان داد به جستجوى خانهاش پردازند . شش هزار كيسه زر خالص يافتند و پنجاه اردب [ 1 ] زر مسكوك و از ديباهاى رنگين و امتعه بغدادى و اسكندرى و ظرائف هندى و انواع عطرها و عنبر و مشك آنقدر بود كه به حساب نمىآمد . و از ذخائر او دكهاى از عاج و آبنوس بود آراسته به نقره و در آنجا كپهاى از عنبر بود به وزن هزار رطل و بر آن تنديس پرندهاى بود از زر كه پاهايى از مرجان و منقارى از زمرد و چشمانى از ياقوت داشت . بوى خوشى كه از آن برمىخاست سراسر قصر را در بر مىگرفت . اين دكه به صلاح الدين ايوبى رسيد .
امارت ابو عبد اللّه ابن البطايحى
ابن اثير گويد : پدرش از جاسوسان افضل بود در عراق . چون بمرد هيچ بر جاى نگذاشت . مادرش نيز در گذشت و او را بى هيچ پناهگاهى رها كرد . او نخست بنايى آموخت . سپس در بازار به حمالى مشغول شد و چون چند بار با حمالان به خانهء افضل آمد ، افضل را از او خوش آمد و او را در شمار فراشان خويش در آورد . ابن البطايحى روز به روز در ترقى بود تا آنجا كه مقام حاجبى او يافت . چون افضل كشته شد الآمر به احكام اللّه به جانشينى او برگزيدش .
ابو عبد اللّه بن البطايحى را پيش از اين ابن فاتك و ابن القائد مىخواندند ولى افضل
هامش
[ ( 1 ) ] اردب : پيمانهاى به مصر كه 24 صاع است ، يا معادل 50 يا 55 ليتر . رك : لغتنامه .