محتاج بقرينه است و بمناسبت حكم و موضوع ، مراد عدم قبول شفاعت نسبت بظلمش مىباشد تا وقتى كه حق مظلوم ادا نشود يا مظلوم را راضى ننمايد .
و آيه پنجم اختصاص بكفار دارد چنانچه در آيات پيش از اين آيه ميفرمايد :
« ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُ »
« 1 » ( از مجرمان مىپرسند كه چه چيز شما را در دوزخ آورد ؟ گويند ما از نمازگزاران نبوديم و اطعام مسكين نمىنموديم « زكات نميداديم » و با خوضكنندگان در امور باطله خوض مينموديم و روز جزاء را تكذيب ميكرديم تا اينكه مرگ ما را فرا رسيد ) كه بقرينه « كنا نكذب بيوم الدين حتى اتانا اليقين » معلوم مىشود مراد از اين مجرمان كه شفاعت شافعين براى آنان سودى ندارد كسانى هستند كه كافر از دنيا رفتهاند .
علاوه بر اينكه آيه مزبور دليل بر اثبات شفاعت است زيرا دلالت دارد بر اينكه شافعينى هستند منتها اينان از شفاعت آنان بهرهبردارى نميكنند .
و مراد از ارتضاء در آيه ششم ارتضاء بدين است ، چنانچه گذشت بنابراين آيات مزبور دلالتى بر نفى شفاعت مطلقا ندارد .
مقام سوم در خصومت :
چنانچه شفعاء روز قيامت در باره بعضى شفاعت ميكنند نسبت ببعضى هم خصومت مينمايند مثلا پيغمبران و اوصياء آنان نسبت به كسانى كه در حق آنها تقصير كرده و نسبت به آنان ستم روا داشته خصومت ميكنند و همچنين قرآن نسبت باهانتكنندگان به آن و تاركين دستورات و احكام آن و علماء نسبت باعراض - كنندگان و كسانى كه اهانت به آنها روا ميدارند و مساجد نسبت بتاركين عبادت در آنها و همچنين ساير شفعاء نسبت بتقصيركنندگان در حقوق آنها خصومت
هامش
( 1 ) سوره مدثر آيه 40 - 45