مصاديق آنهاست .
بنابراين دو آيه مذكور دليل بر تقييد دوام و خلود بانقطاع نيست ، بلكه ظاهر در خلود است و شاهد و مؤيد اين معنى در آيه دوم آيهاى است كه در همين سوره هود بعد از آن ذكر شده و از خلود اهل بهشت به همين نحو تعبير كرده
« وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ »
« 1 » و آنكه در خلود اهل دوزخ اشكال و شبهه كرده خلود اهل بهشت را معترف است .
و ثالثا - آيات و اخبارى كه در باره خلود اهل دوزخ وارد شده عموما نص در خلود است و قابل تقييد نيست ، چنانچه در اول اين مبحث به مقدارى از آنها اشاره شد ، و چنانچه در بحث عام و خاص و مطلق و مقيد گفتهاند اگر دليل نص در عموم و اطلاق باشد بايد آن را گرفت و در مقيد و خاص تأويل و تصرف كرد .
بالجمله بنابر آنچه تقرير گرديد ثابت و محقق شد كه مسأله خلود از ضروريات دين اسلام و مطابق نصوص آيات و اخبار است ، بلى چيزى كه هست در بعضى اخبار دارد برخى از اهل دوزخ پس از مدتى از عذاب نجات يافته و از دوزخ خارج ميشوند ، و اين مطلب با ادلهء كه بر اثبات خلود اقامه نموديم منافات ندارد زيرا ادلهء مزبور نسبت به جميع اهل عذاب نصوصيت ندارد .
ولى كلام در اينست كه دستهء كه از عذاب نجات مىيابند چه كسانى هستند ، در برخى از اخبار و كلمات بعضى از اعلام دارد كه اينان عاصيان از اهل ايمانند كه بواسطه كثرت معاصى هنوز قابل رحمت و شفاعت نشده و كار آنها بدوزخ كشيده و بايد به مقدار معصيتشان در جهنم معذب باشند و پس از انقضاء مدت مزبور نجات يافته داخل بهشت ميشوند .
و در پارهء از اخبار و كلمات بعضى ديگر از علماء دارد كه اينها معصيتكاران
هامش
( 1 ) سوره هود آيه 110