شبهه دوم : بعضى حكماء طبيعى گفتند كه حيوة حيوانى كه در قيامت بمردهها داده مىشود منشأ آن بخارى است كه از خون توليد ميگردد و اين مادامى است كه رطوبت در بدن باقى باشد و اهل جهنم بواسطه حرارتى كه از آتش متوجه آنان مىشود بالاخره رطوبت بدن آنها تمام و حياتشان زائل ميگردد .
جواب : خداوند حكيم قادر است كه رطوبت بدن را باقى نگهدارد و هر چه رو به خشكى برود باز رطوبت به آن افاضه كند ، چنانچه اين معنى را در آيات شريفه قرآن گوشزد نموده ميفرمايد :
« كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ »
« 1 » و نيز ميفرمايد :
« وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ما هُوَ بِمَيِّتٍ »
« 2 » ( و اهل دوزخ را از هر جهتى اسباب مرگ مىآيد ولى نخواهند مرد ) .
شبهه سوم : خداوند تبارك و تعالى حكيم است و افعال او از روى عدل و موافق حكمت و مصلحت و داراى حسن عقلى است و خلود اهل نار بر خلاف حكمت و مصلحت است و فائدهء در آن نميباشد ، زيرا فائده ، راجع به خدا كه نيست چه او غنى بالذات است ، پس ناچار بايد راجع بعبد باشد و مفروض اين ستكه عذاب مخلد جز ضرر براى عبد چيزى ندارد ، بنابراين لغو و قبيح است و محال است از خداوند صادر شود .
جواب : اولا - اگر اين استدلال صحيح باشد منع اصل عذاب لازم آيد نه خصوص خلود در آن .
و ثانيا - نفهميدن حكمت فعلى از افعال الهى دليل بر حكمت نداشتن آن نيست ، چنانچه بسيارى از كارها ؟ ؟ ؟ ؟ حكمتش بر ما مخفى است با اينكه يقين داراى حكمت است .
ثالثا - ؟ ؟ ؟ ؟ ذيحقى است و در مطالب آينده بيايد كه كافر از جهاتى مستحق عذاب ابدى است ، بنابراين خلود موافق حكمت
هامش
( 1 ) سوره نساء آيه 59
( 2 ) سوره ابراهيم آيه 19