مشعر به اين معنى باشد .
جواب : اين حرف مبتنى بر مسلك وحدت وجود است و پيروان اين مسلك قائلند كه آنچه از وجود در عالم وجود است همه از وجود حضرت حق تبارك و تعالى و واحد و بسيط است و اختلافى كه مشاهده مىشود بواسطه ماهيات است كه هركجا وجود را بشكلى و رنگى در آورده و وجود را بنور خورشيد مثل زده كه در تابش خود يكنواخت مىباشد و چون شيشههاى الوانى در مقابل آن قرار گيرد نور رنگ آن شيشه را به خود گرفته و باختلاف آنها مختلف مىگردد و همچنانكه اگر شيشههاى الوان از ميان برداشته شود تنها يك نور جلوهگر خواهد بود : همينطور ماهيات اگر از ميان برداشته شوند يك وجود واحد بسيط جلوهگر ميگردد .
ولى اين مسلك مورد قبول عقل نيست ، زيرا در مقام خود مبرهن شده اصل وجود است و آن امرى است مقول بتشكيك و ذى مراتب ، اعلا مرتبه آن وجود حضرت احديت است كه از هر جهت ( عدة مدة شدة ) غير متناهى است و ادنى مراتب آن وجود مادة المواد است كه محض قابليت بوده و هيچ فعليتى ندارد و ساير موجودات وجودشان بين اين مراتب بوده و بحسب شدت و ضعف مختلف ميگردند و غير وجود حق تبارك و تعالى همه مراتب وجود محدود و بايجاد واجب الوجود موجود ، و با بقاء او باقى ، و با فناء او فانى مىشوند ، نه از ذات احديت جدا شده و نه بذات مقدسش متصل مىگردند ، « اين التراب و رب الارباب » .
و آيه شريفه
« كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ »
اشاره به اين است كه چنانچه در آغاز آفرينش شما را بيافريديم همينطور در قيامت شما را زنده مىكنيم ، و آيه شريفه
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
نيز اشاره به اين است كه خلقت و آفرينش ما از جانب خدا بوده و بازگشت ما براى حساب و رسيدگى باعمالمان نيز بسوى اوست و اين دنيا دار فنا و ممر و معبر است نه دار بقاء و منزل و مستقر .