اگر گفته شود بمقتضاى آيات و اخبار هر كه هر اندازه عمل خير بجا آورد و لو به قدر ذرهاى باشد جزاى او را مىبيند ، چنانچه ميفرمايد :
« فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ »
« 1 »
( پس هر كه به اندازه سنگينى ذرهاى خوبى كند جزايش را مىبيند و هر كه به اندازه سنگينى ذرهاى بدى كند جزايش را مىبيند ) و از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روايت شده كه فرمود : « الناس مجزيون باعمالهم ان خيرا فخير و ان شرا فشر » ( مردم باعمال خود جزا داده شوند اگر عملشان خوب باشد جزايشان نيك است و اگر عملشان بد باشد جزايشان بد است ) .
در جواب گوئيم چنانچه گذشت ايمان شرط صحت كليه اعمال است و اگر ايمان نباشد عمل خيرى در حقيقت نيست تا جزا داده شود .
و هرگاه گفته شود فرض ميكنيم ايمان بوده و عمل صالحى هم از وى در حال ايمان بطور صحيح صادر شده سپس كافر گرديده بنابراين بايد جزاى عمل او را بدهند و درست نيايد كه عمل بعد از آنكه بطور صحيح واقع شده باطل گردد .
گوئيم چنانچه از آيات و اخبار استفاده مىشود موافات - يعنى - بقاء ايمان تا آخر عمر هم شرط است ، پس هر عمل خيرى كه از انسان مؤمن صادر شود اگر تا آخر عمر با ايمان باشد عمل او صحيح و اگر بىايمان شد اعمال او باطل خواهد بود ، چنانچه آيه متقدمه
« وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ »
نص در اين معنى است ، زيرا خطاب بمؤمنين است و كلمه « يرتدد » هم صريح است در اينكه اول مؤمن بوده و سپس مرتد شده است .
و اگر گفته شود ايمان آخر عمر هرگاه شرط صحت عمل اول تكليف باشد ، شرط متأخر است و اين معقول نيست ، چه آنكه شرايط عمل بايد قبل از عمل يا حين عمل باشد .
هامش
( 1 ) سوره زلزال آيه 7 و 9