بنى عباس بين جلولاء و خانقين و بستن پلى از پهلوى كرخ به طرف شهر بغداد ، و باد سياهى در اول روز در آن شهر بلند شود و زلزلهء روى دهد كه اكثر اهل آن به زمين فرو روند و خوف و ترسى بر اهل عراق و بغداد عارض شو و موت ذريع ( سريع و فاش ) در آنجا واقع گردد ، و كم شدن اموال و انفس و ميوهها ، و ظاهر شدن ملخ هم بىموقع و هم بموقع به حدى كه بر غلات و كشتها هجوم برند و آنچه مردم كشت كردهاند كم شود ، و اختلاف دو دستهء از عجم و خونريزى بسيار در ميان آنها ، و خارج شدن بندگان از اطاعت آقايانشان و كشتن آنها را ، و مسخ شدن قومى از اهل بدعت به صورت ميمون و خوك و غالب شدن بندگان بر شهرهاى آقايان ، و صداى آسمانى بطورى كه همه اهل زمين بلغت خود بشنوند و ظاهر شدن صورت و سينهء از آسمان براى مردم در چشمه خورشيد ؟ و بيرون آمدن مردگان از قبرها و برگشتن آنها به دنيا و تعارف نمودن با يكديگر و به زيارت يكديگر رفتن ، پس ختم شود اين علامات به نزول بيست و چهار باران پىدرپى كه زمين را بعد از مردن زنده كند و بركات آن ظاهر شود و آفات و عاهات از معتقدين حق از شيعه مهدى عليه السّلام بر طرف گردد و در اين هنگام ظهور آن حضرت را به مكه بفهمند و متوجه آنجا شوند براى اينكه او را يارى نمايند چنانچه بر طبق آنچه مذكور شد اخبار رسيده و وقوع بعضى از آنها حتمى است و بعضى از آنها وقوعش منوط بشرايطى مىباشد « 1 » « پايان كلام شيخ قدس سرّه » .
هامش
( 1 ) علائم حتميه كه قبل از ظهور حضرت مهدى و اوان آن واقع مىشود كه تا آنها واقع نشود محال است آن حضرت ظاهر گردد بعضى ده علامت شمردهاند كه عبارت از خروج دجال و خروج سفيانى و خروج يمانى و خروج سيد حسنى و قتل نفس زكيه و صيحه آسمانى و فرو رفتن لشكر سفيانى در زمين بيداء و ظاهر شدن كف دست يا صورت و سينه در چشمه خورشيد و خسوف و كسوف بىموقع ، و بعضى كمتر و برخى بيشتر ذكر كردهاند ولى آنچه از علامات مذكور محقق و ثابت است و اخبار معتبره متواتره بر طبق آنها -