تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 534

مساهمون:

صكلم الطيب ٥٣٤
آن او را در مردم جستجو كرد و نيافت . و موقعى كه جده مادر حضرت عسكرى از دنيا رفت و امر كرده بود كه او را در خانه دفن كنند جعفر نزاع كرده و گفت : اينجا خانه است و كسى نبايد در آن دفن شود حضرت صاحب عليه السّلام بيرون شد و فرمود : اى جعفر آيا اين خانه تو است ؟ پس از او غائب شد و بعد از آن او را نديد . 9 - ازدى ، چنانچه شيخ صدوق در كمال الدين بسند خود از او روايت كرده كه گفت : در بين اينكه در حال طواف بودم و شش دور زده و عازم دور هفتم بودم ناگاه حلقهء از مردم را در طرف راست كعبه ديدم كه در ميان آنها جوان نيكو منظر و خوش‌بو و صاحب هيبتى بود و با هيبتى كه داشت بمردم نزديك شده و با آنها تكلم ميكرد و من كسى را نيكوتر از او در كلام و شيرين‌تر در نطق و بهتر در حسن جلوس نديدم ، پس رفتم با او تكلم كنم مردم مانع شدند ، از بعضى پرسيدم كه اين شخص كيست ؟ گفتند : فرزند رسول خداست كه در هر سالى يك روز ظاهر مىشود و براى خواص خود حديث ميگويد : پس گفتم : اى سيد من خدمت تو آمده‌ام درحالىكه طالب هدايتم مرا هدايت فرما خدا ترا هدايت فرمايد ، مرا سنگريزهء عطا فرمود روى برگردانيدم ، پس بعضى از همنشينان مرا گفتند چه چيز به تو داد ؟ گفتم سنگريزه ، وقتى آن را ظاهر كردم ديدم قطعهء از طلاست ، پس رفتم ناگهان ديدم به من رسيد و فرمود : حجت بر تو ثابت و - كوردلى از تو بر طرف و حق بر تو ظاهر شد ، آيا مرا ميشناسى ؟ گفتم نه ، فرمود : من مهدى و قائم زمان هستم و من آن كسى هستم كه زمين را پر از عدل ميكنم ، چنانچه از جور پر شده باشد ، بدرستى كه زمين از حجت خالى نميماند و مردم در فترت باقى نخواهند ماند ، و اين امانتى است كه آن را جز براى برادرانت از اهل حق ذكر منماى . و نحو اين حديث در ينابيع المودة و كتاب غيبت شيخ طوسى نيز روايت شده .