تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 532

مساهمون:

صكلم الطيب ٥٣٢
نشسته و تمام خصوصيات را از براى ما بيان نمود و اموال را به او تسليم كرديم و سجده شكر كرده برگشتيم . اين خبر را علامه مجلسى در بحار الانوار روايت نموده . 6 - ابى على بن محمد بن احمد محمودى گفت متجاوز از بيست سال به حج مشرف شدم و تمام آرزويم تشرف خدمت حضرت صاحب الامر بود تا يكى از سالها در بازار مكه غلامى همراه من بود و مشربهء در دست داشت كه ميخواستم بفروشم ، آقائى عباى مرا گرفت نگاه كردم از هيبتش لرزيدم فرمود مشربه را ميفروشى ؟ قدرت بر جواب نداشتم ، از نظرم غائب شد . روز ديگر نزد باب صفا نماز ميخواندم و در سجده دستهاى خود را به سينه چسبانيده بودم پائى بر من زد و فرمود دستهاى خود را باز كن ، سر بلند كردم ديدم همان آقاست باز از نظرم غائب شد . روز سوم با چند نفر از شيعيان مثل يمان بن فتح بن دينار و محمد بن قاسم علوى و علان كنانى نشسته بودم آن آقا را در مطاف ديدم برخاستم او را زيارت كنم ديدم مقابل حجر الاسود بيست دينار بسائلى داد و پس از فراغ از طواف نزد ما آمد نشست عرض كردم شما كيستيد ؟ فرمود : از عرب هستم ، گفتم : از كدام قبيله ؟ فرمود : از بنى هاشم گفتم : از كدام دسته ؟ فرمود : بر شما مخفى نمىماند ، آنگاه دعاى زين العابدين را در سجده شكر بما تعليم كرد « يا كريم مسكينك بفنائك يا كريم فقيرك زائرك حقيرك ببابك » آنگاه غائب شد . روز چهارم بازآمد و با ما انس گرفت و تكلم فرمود : و دعاء تعقيب زين العابدين را كه اولش « اللهم انى أسألك باسمك » است بما تعليم نموده و باز غائب شد ، در مزدلفه در خواب خدمت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم رسيدم فرمودند : بحاجت خود رسيدى . 7 - ابى محمد حسن بن على و جناء نصيبى چنانچه شيخ صدوق در كمال الدين
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 532 | سيد عبد الحسين طيب