در حال غضب برخاست كه خارج شود و فرمود : احدى از شما بيرون نرود ، از ما هيچ كس بيرون نرفت تا پس از ساعتى حضرت ، عثمان را صدا زدند ، عثمان سرپا بلند شد ، حضرت فرمودند : خبر دهم شما را كه براى چه آمدهايد ؟ گفتيم :
آرى يا بن رسول اللّه ، فرمود : آمدهايد سؤال كنيد از حجت بعد از من ، گفتيم :
آرى ، پس ناگهان آقازادهء مانند پاره ماه كه شبيهترين مردم به حضرت عسكرى بود بيرون آمد حضرت فرمود : اين امام شما بعد از من و جانشين من بر شماست او را اطاعت كنيد بعد از من و متفرق نشويد كه هلاك ميشويد آگاه باشيد كه ديگر او را نخواهيد ديد تا مدت غيبت او تمام شود ، پس هر چه عثمان از طرف او بگويد بپذيريد و اوامر او را اطاعت كنيد كه او جانشين امام شماست .
و اين خبر را شيخ طوسى در كتاب غيبت و شيخ صدوق در كمال الدين و علامه مجلسى در بحار نقل كردهاند .
54 - ابراهيم بن محمد بن فارس نيشابورى كه ميگويد : عمرو بن عوف والى ، تصميم قتل مرا گرفت و او مردى ناصبى و حريص بقتل شيعه بود و از تصميم او من مطلع شدم ، خوف عظيمى مرا فرو گرفت پس با اهل و دوستان خود وداع نمود و به طرف خانه حضرت عسكرى رفتم كه با او نيز وداع نمايم و قصد فرار داشتم ، چون بر حضرت وارد شدم آقازادهء را ديدم پهلويش نشسته و رويش مانند ماه شب چهارده ميدرخشيد از نور صورتش متحير شدم و نزديك بود خوف و قصد فرارى كه در آن بودم فراموش نمايم ، پس فرمود اى ابراهيم فرار مكن ، زيرا خداى تعالى دفع شر والى را از تو خواهد نمود ، بر حيرت من افزوده شد ، به حضرت عسكرى عرض كردم اى سيد من فدايت شوم اين آقازاده كيست و حال آنكه از راز نهان من مرا خبر داد حضرت فرمود : اين فرزند من و جانشين من بعد از من است و اوست كه غايب مىشود غايب شدن طولانى و ظاهر مىشود بعد از آنكه زمين پر از ظلم و جور شده باشد و آن را پر از عدل و داد مينمايد ، از اسم او سؤال كردم ، فرمود : همنام رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و هم كنيه اوست
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 529
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٥٢٩