و بروايت ديگر از حضرت رسول ( ص ) روايت كرده كه فرمود : « منم منذر و على هادى است ، يا على به تو هدايت يافتگان هدايت مىيابند » .
و همچنين ثعلبى و فخر رازى در تفسيرشان و حموينى و مالكى و احمد بن حنبل و ديگران از عامه اين اخبار را روايت كردهاند .
اما وجه دلالت آيه : آيه مزبور از دو جهت بر مدعاى ما دلالت دارد :
اول - اينكه در هر عصرى بايد حجت و راهنمائى از جانب خدا در ميان بندگان باشد كه آنان را بطريق حق و حقيقت هدايت و از گمراهى و ضلالت رهائى بخشد چنانچه اين مطلب را در بيان احتياج امت به امام اثبات نموديم .
دوم - از اخبارى كه از طريق عامه و خاصه در تفسير آيه وارد شده معلوم گرديد كه على عليه السّلام هادى اين امت بعد از پيغمبر ( ص ) است و به حكم عقل بر امت لازم است كه تحت اوامر و نواهى هادى خود باشند نه اينكه كسانى كه خود محتاج بهدايتند قائد و راهنماى امت شوند و هادى حقيقى را كنار گذارند
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ »
« 1 » آيا كسانى كه به حق هدايت مىكند سزاوارتر است كه متابعت شود يا كسى كه هدايت نيافته مگر آنكه او را هدايت كنند پس چه شده شما را چگونه حكم مينمائيد ؟ ) .
آيهء ششم
« وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ »
« 2 » ( و ياد كن زمانى كه ابراهيم را پروردگارش بكلماتى امتحان نمود پس آنها را باتمام رسانيد خداوند فرمود : من ترا پيشواى مردم قرار دادم ، ابراهيم گفت اين منصب را بذريت من نيز عنايت فرما خداوند فرمود عهد امامت من به ستمكاران نميرسد ) .
هامش
( 1 ) سوره يونس آيه 35
( 2 ) سوره بقره آيه 118